س ل ا م می شود گفت جهان به انتهای خود رسیده است! چرا؟ از ما گفتن بود...شما هم خود چاره ای بیاندیش! جونم براتون بگه که فصل . فصل امتحانات دانشجویان گرانقدر و سایر اقشار محصل است! ما نیز بر حسب وظایف گوناگونی که هی و ذرت و زرت! و کیلو کیلو به ما محول می شود ! این روزها به عنوان مراقب انجام فعالیت می کنیم اساسی و نفر دوم نیز بر اساس اینکه بیشتر از آنچه واقعیت است مارا گاگول و چیز!!! حساب فرمود و گفت که تو نمیتوانی کاری بفرمائی به خنده ملیحتر در همین راستا و در نیل به اهداف مقدس خود از شنبه برای خواهران محترمه نیز مراقب خواهیم ماند! در همینجا اعلام میکنم که خنده ملیح و عاشقانه من فقط و فقط برای اخذ تقلب خواهد بود و بس! ضمنا از خوانندگان عزیز وبلاگ نیز که تجاربی در ضینه تقلب ( به ویژه در جمع نسوان ) دارند تقاضا می شود تجریبات خود را به منتقل کنند تا لبخند ملیح ما همواره برای دانشجویان جاری و کاری باشد! در زندگانی: - ما که بر اساس پست قبلی نزدیک بود کافر شویم برگشتیم! فقط محض اطلاع عرض کنم که به جز ماجرای شب اول باقی دلخوشی ها به انجام رسید! فدایت - مادر جان برای روزهایی که گفتی برنامه ریزی نفر ما ! ارزو داریم با خودمان باشیم! فدایت - لطفا کسی دنبال همسر برای ما نباشد! میرزا جون با شما نیز هستم! فدا... نه! - این بود دیگه ؟ خوشگله! دیدی رنگ دیگش هم هست! ولی قبول کن هیچ چیزی A 1200 نمیشه - مرسی ایرانسل جان! به مدت بیش از ۳۶ ساعت مفتکی حال دادی به ما! و البته ۱۰۰۰ تومان هم ریختی به حسابمان! از یمن قدم مبارک جانمان است! باز هم فدایت! - ما همان ۵ ساعت را خواهیم آمد و بس! اصرار نکنید! حقوق اضافه کنید تا جانمان شما را نفرین نکند! من به فدایت! - کی میرسد ۱۱ و ۱۲ بهمن ماه جان من؟ ف د ا ی ت - دلتنگیم به این نشانه که وسط بازی فوتبال با همکاران...هم تیمی خود که اسمش رسول هست را هم صدا کنی ناز خاتون (مثلا) فداااااای تو - دلتنگی به این خط و نشان اینکه حواست آنقدر پرت باشد که با زانو شیرجه بزنی لب جوی! فدات - دلتنگی یعنی ایکنه ... دل تنگ است! همیشه به فدایت! - خداجون؟؟؟!!! یه خواب آروم آرزو دارم...نه برای خودم ..برای جانم! در عوض ما (همگی) نیز قول میدهیم بر نماز صبحمان استقامت کنیم؟ (نکنه میخوایی باز تهدیدت کنم؟ درووووود
![]()
! از آنجایی که احیانا قیافه ملکوتی ما اندکی تا قسمتی به خنگی میگراید!
دانشجویان ذولقدر! بسیار خوش به حالشان می شود و شروع به تقلب میکنند و همانا... من به عنوان عذرائیل جلسه بر سرشان نازل گشته و با خنده
اخذ تقلب می کنم! در همین راستا پریروز از بین ۳۰ دانشجویان برادری که بنده وظیفه خطیر رقبت !! از آنها را داشتم تعداد ۱۸ نفر مچ گیری ( مچ پا) به عمل آمد که با توجه به سایر مچ گیری های همکاران مقادیر متنابهی می باشد! دیروز نیز ۶ نفر و امروز ۱۲ نفر که با کمال تاسف دو نفرشان بنا به دلایلی صورت جلسه گشته و نمره آنها ۰.۲۵ درج گردید! اولی با ایجاد۴۳ فقره تقلب کتبی و نیز ۱۴ فقره تقلب شفاهی و نیز ۴ فقره تقلب صوتی رکورد دار مجموعه شناخته شد! به سند این عکس پایینی!![]()

ما گرفتار شده و به علت بالا بردن صدای خود و ایجاد رعب و وحشت در بین ۱۱۱ دانشجو!
اینجانب مجبور خنده بسیار گشته
و در ضمن تقلب کتبی ایشان را پیشت نمودیم
که ایشان فرمودند پشیمان میشوی .. و مارا ترس و لرز بسیاری فراگرفت!
اما! وی بلافاصله پس از پایان جلسه به" گ و ه " خوری افتادند و از خدمه دانشکده تا معاون آموزشی را واسطه قرار دادند و در نهایت هم پشت ماشینمان دوی ماراتون راه انداتخته بودند
اما ما همچنان لبخند میزدیم و با کمال وقحت میفرمودیم نچ! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فدای گوشی آینده ات! ![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
) آفرین خدای خوب ! فدایت !![]()
+
حک شده در پنجشنبه 1387/10/26ساعت 19 توسط هاشیم
|
خاطرات مدرسه یا دانشگاه
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
س ل ا م خدا جون این بود قول و قرارمون؟ مثلا خدایییاا!!!!! من از حرفام یه قدم پا اونورتر گذاشتم؟ کم شکرت کردم؟ پارسال چی بود دعاهام؟ هااااان؟ امسال دادی بهم.. پس چرا اینجوری میکنی با ما؟ که یعنی هواسمون باشه که ... ما کی قدر نشناسی کردیم؟ عیبی نداره .. ما که جز تو کسی رو نداریم! تو کیو داری؟ هان؟ تو که تنها ترین هستی ! حالا شاید بفهمی چی میگم!!! چرا نباید بشم اونی که... هان؟ چرا من نتونم اون کسی باشم که ... هان؟ آره دلم گرفته که این حرفارو میگم! بد جور هم گرفته!!! فقط خودت میدونی چرا گرفته دلم خدا جون!! امشب هیچ جایی نمیرم! فردا شمع روشن میکنم هر مسجد ۲ تا! شبش هم میرم همون جای همیشگی... دلم لک زده برای اونجا! همین الان دعوتم کردن! عاشورا هم میرم نذری کمک! خودت که میدونی چقدر تاسوعا رو دوست دارم! به حرمت این همه سال که شمع روشن کردم ... نذار اذیت بشه! * کفر نیست ... این زبون گفتگوی منه با خدام! ------ اظافه شده در ساعت۱۰:۴۰ همون شب دلم گرفته ... خیلی ... هر سال این موقع کجا بودم خدا جون؟ تو محرم اینا دل خوشیایی من بودند: یکی بیدار بودن تا صبح تاسوعا! یکی شمع روشن کردن تو تاسوعا! یکی رفتن به مراسمی که خیلی دوستش دارم تو شب تاسوعا! یکی هم کمک کردن تو نذری شب عاشورا! امشب از اولیش گذشتم! دلم هم بدجوری گرفته! حاضرم همین جوری تا صبح گریه کنم! به خودت قسم از بقیه دلخوشیام هم میگذرم! فقط اجازه نده اذیت بشه! فردا و پس فردا .. خودت بفهمون به قلبم که هنوز خدای منی! نگو که نیستی!!![]()
+ حک شده در دوشنبه 1387/10/16ساعت 16 توسط هاشیم |
س ل ا م چه کسی باورش می شد زمانی برسد که طناز ۲۴ روز آپ نشود؟ چه کسی باور می شد که هاشیم حس طنز نویسی نداشته باشد؟ به راستی هاشیم کجاست؟ پس از ورود فرش اعلای چینی . قلیان چینی. چادر چینی مجسمه های تخت جمشید چینی و ساعت های اذان گوی چینی .... همین روزهاست که عسل دامنه های سر سبز دالین چین . زیره پکن . گز چینی . سوهان مخصوص حاج چیانگ دینگ هم وارد ایران بشه و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم! و مسائل کوچک و بزرگ را در بوغ و کرنا میکنیم و اخبار را سانسور که ... تا خودمان زنده بمانیم! باور کن راست میگم! گاهی وقتا زندگی ما در گرو عذاب کشیدن سایرین است! طناز!!! ضمن محکوم نمودن جنایات غزه! کسانی را که در پشت کودکان و زنان و مردمان عادی پناه میگیرند!! به سخره میگیرد و زبانش را به سوی آنها در نموده هم چنین ما! ( یعنی همه طناز ها ) ماجرای ورود دانشجویان بسیجی...نه!! بسیجیان دانشجو به باغ قلهک و آشوب در ... نه ! تصرف سفارت انگلیس را به شدت .... دنبال می کینم! هم چنین از نیروی افتضاحی...نه! انتظامی عزیتر از جانمان هم تشکر می کنیم که با تمام امکانات جلوی آشوب گران... نه! معتضان را گرفت و ... ! همچنین از کفاش عزیزی که کفشهای خوش دستی جهت پرتاب به سوی سران کله گنده جهانی می سازند نیز متشکریم! اینک این شما و این تصاویر با ربط و بی ربط طناز! نیروی انتظامی با تمامی امکانات در باغ قلهک!( بسیاری از تجهیزات نا مرئی هستند! ) آتش گرفتن برخی جاهای عزیزان در باغ قلهک ! کسب تکلیف از رئیس به صورت اس ام اسی این هم تصویری از یک ... رسول وقتی کوچک بود! در زندگانی: - به چه می اندیشی؟ به آنچه تنها اندیشه مان است! - به کجا می روی؟ به آنجا که اندیشه مان آنجا هست! - چه خواهی کرد؟ آنچه اندیشه مان خواهد! - و در آخر؟ فدای اندیشه جانمان - چه خواب چه رویا! چه خوب چه بد! چه باور بکنید چه نکنید ... از خاطراتمان پاک خواهید شد! حضور سبزتان دیگرد برایمان زرد است! هر دوتاتون! ما را به حال خود رها کنید! - ما بیدی نیستیم که ... کلا بید نیستیم ...کلا نترسیم! مارا نترسان! پشیمان نخواهیم شد! می خواهی گوشت را بپیچانم؟ - روزهای خوب ... بسیار خوب ... همه با عاشق روزهای خوب بارانی - توچال! کوه ! خیلی کوه! برف بازی! تلکابین!سوپر استار! مترو! ست بنفش !کاپشنی که طلسم است! پارکمون ! - تصمیم نموده این اندکی لاغر شویم! فقط اندکی ها!!! دروووود![]()
![]()
چه چیز مهمی هاشیم را از طناز نویسی باز داشته است؟
مخلص همون چیز مهم!
![]()
به زبان شیرین ترکی میگوید: آلا باشوا کول باشوا! ! ! اوووو! این از این! ![]()
و نیز از رئیس براق سازمان کنفراس اسلامی نیز متشکریم ! همین جوری الکی
... همچنین کامل تشکر را دارا می باشیم از برف عزیز که شهرمان را سپید کرد و نیز باران جانمان را نیز بسیار مشکوریم که عزیزانمان را مشعوف نمود
ضمنا از لاستیک ماشینمان که این چند روز حسابی مارا سرسره بازی داده اند دست بوسی می نماییم ![]()



(اسفند دود کنید برای نینیتان
)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+
حک شده در جمعه 1387/10/13ساعت 12 توسط هاشیم
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: