تبليغاتX

طناز
 

طناز

 

 

دروود
میگن: کربلا در کربلا می مرد اگر زینب نبود؟ اما از کسی نشنیدم که بگه  شب قدر بی علی  یعنی یک شب مثل باقی شبها! این شبها رو بدون علی دوست ندارم!  فقط این شبها بهانه دارم به علی  بیاندیشم ! خدایا ببخش که شب قدر رو فقط با علی می شناسم!
امشب آرام نمیگیرم؟
امشب همه دلها مون گرفته است ... کلی حرفه نگفته داریم ... الهی ارحم لنا !!
......................
نکته اول و آخر : علی رفت ...

+ حک شده در  یکشنبه 1387/06/31ساعت 18  توسط هاشیم  |  چیزای دیگه مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


درود

چشاتو باز کن! دلت رو پاک کن! حالا بخون:

اگه پیروزی تو زمین خوردن منه!پس همه قسمه  و حرفات دروغ بود!

خدایم به من آبرو داد! خدایم گناهانم پوشاند! خدایم آبرویم خرید! خدا نمیگذارد بنده هایش آبرویم ببرند! ترسی نیست!

.......................

نکته ۱: سال پیش همین موقع: ۳ خواسته... امسال همونها + یکی

نکته ۲: وقتی بفهمی فکرات اشتباه بود... چطور میخوایی حلالیت بگیری؟  امشب وقتشه!

نکته ۳: روزی که فاطمه رفت علی گریه کرد ... روزی که علی رفت چه کسی گریه نکرد؟

نکته ۴: یک هفته گذشت! منتظرم به خدا!

نکته ۵: این شما .... این شبای قدر...  کی سفارش منو پیش خدا میکنه؟

نکته ۶ :  مطلب از یک دل شسته هست! من خواستم ازش!

بدروود....التماس دعا

+ حک شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 19  توسط هاشیم  |  چیزای دیگه مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


س ل ا م

میگم چیزه!!!! خوبین؟

بازم دعا کنین بارون بیاد! جدی میگم! از خشکسالی دربیاییم بیافتیم تو سیل زدگی! ۲ روز بارون اومد باز همه چیو زد به هم! مزارع از بین رفتن(یعینی گرونی محوصلات کشاورزی)..زیر ساختها آسیب دیدن (یعنی قطعی برق و گاز و آب) ..بالاخره ما نفهمیدیم بباره یا نباره؟ ما شدیم مرغ مهمونی! عزا هم باشه سرمون رو میبرند! عروسی هم باشه باز سرمون رو میبرند!

.............................

دیدین که بعضی چیزارو می خرند واسه ضمیمه هاش؟ مثل روزنامه همشهری یا جام جم! یا مثل آدماسهای جایزه دار! یا ... طبق اخبار واصله ۸۹.۷ ٪ طنازیها فقط نکته ها رو می خونند و حال می کنند با افکارشون! پس گوش کن لطفا:

نکته ۱: سر همه قسمهام وایستادم! مگه اینکه خدا قرارش رو بهم بزنه!

نکته ۲: من برات قسم قران خوردم!با زبون روزه!!!! میفهمین یعنی چی؟

نکته۳ : باهاتون رو راست نبودم؟ زدم زیر همه چی یا قبول کردم حرفتون رو؟ من نمیدونم ممکنه هرکسی  طناز رو بخونه؟ حتی تو(شما) ؟ از چی باید بترسم ؟ از کار نکردم؟ از بازی با احساساتی که نکردم؟ از بی آبرویی که نکردم؟ از احترامی که قائل بودم؟ از اطمیناین که بهتون دارم؟ کدوم بی حرمتی؟ چه حرمتی رو شکوندم من؟ فقط منتظرم همین!!!!

نکته۴ : من حق ندارم دل ببندم؟  دلیل بیارین برام لطفا! دلیل منطقی! از من هم دلیل بخواه! منطقی! مثل همیشه!

نکته ۵: طناز شده بلای جونت! این وبلاگ بلاست ولی من همین بلا رو دوست دارم! چون نشون میده کی هستم! مگه همه برداشتهات از این وبلاگ نیست! پس بزار باشه برای اثبات حرفای من و تو! یه برگ از دفتر خاطراتت رو میدی بخونم؟کی میده اصلا؟  کی میاد زندگی شو بزاره همه بخونن؟ هان؟ من اینکارو کردم! نکردم؟ از این رو راست تر؟ ولی همه چیز اونی نیست که فکر می کنی! باورکن!ساده هم بخون لطفا!خواهش می کنم!

نکته ۶:  چند بار رفتی زیر سرم؟ دست سوراخ سوراخه؟ جای رگ پیدا نمی کنن دیگه؟ ولی هنوز به اندازه زخم دلت نشده!

نکته ۷: قرآنم رو می خونم!روزه ام رو هم می گیریم! نمازم هم سر جاش! وای چه نکات مشترکی!!؟؟! جون میده واسه حرف و حدیث!

نکته ۸ :  رمضان رو دوست دارم! مخصوصا امسال رو ! رمضان رو دوست دارم به خاطر روزه.نماز بموقع.به خاط زهرا. به خاطر علی به خاطر شب قدر به خاطر روراستی !شب قدر نزدیکه... آروزیم آرزوهای پارسال + ۱ چیز

نکته ۹ : ۳ هفته پیش بود ۵۸۷ امروز هست ۱۴۳۲ ! این هم از آرزو هام بود!

نکته ۱۰: شما شاید نخواهی خواهرم باشی ولی من برادرت هستم همچنان! قسم می خورم! یک روز خودت میبینی  !

۱۱: من همونم که بودم! با همون عقایدی که گفتی! یک قدم کج نشدم از اون حرفا! ذهن تو چی؟ نشی مثل بعضیا؟

نکته ۱۲ : دیدی گفتم من بیشتر احتیاج دارم تا تو؟ اونروز شک داشتی نه؟... رسیدی به حرف داداشی؟

نکته ۱۳: عشق است ۱۳ را!! به خاطر گوشه نشینیش و اینکه بهش بد نیگاه می کنن ولی از دلش بی خبرند! تو سربلندی ۱۳ !

دروود

+ حک شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 23  توسط هاشیم  |  یه سوزن به خودم مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


س ل ا م

حال کردین مطلب قبلیمو؟!!!؟ هیشکی نفهمید جز خودم و۱ و ۲ ؟

تو یک کتاب معروف از یه آدم نا شناس خونده بودم که : بومی سازی باعث ارتقاء خیلی چیزها می شود!

حالا که خوب فکرمی کنم میبینم واقعا خیلی چیزها رو میشه با بومی سازی ارتقاء داد!

مثلا؟ مثلا کنکورو دانشگاه! یعنی شما برای اینکه ازیک  دانشگاه نسبتا خوب...مثلا تهران! قبول بشی باید رتبه صفر رقمی بیاری! یعنی اینکه تا قبل از بومی سازی شما با رتبه ۷۰۰ کشوری میتونستی تو یکی از دانشگاه های دولتی تهران قبول بشی ولی وقتی بومی سازی می کنیم... و ارتقاء می دهیم .. شما با رتبه ۵۲ هم نمیتونی همچین غلطی بکنی!!!

این که شما بومی نیستی هیچ ربطی به دولت یا نرم افزار و سخت افزارهای اضافه شده نداره عزیزم!

مثلا من خودم در دولت قبلی کنکور دادم و با رتبه ۲۰۹۰۰ از هیچ جای دولتی قبول نشدم! ولی صدام در نیومد! هرچند انتخاب اولم دندان پزشکی تهران بود! و خیلیا میدونستن حق من بالاتر از این حرفاست!

البته به زودی با بومی سازی غذا ها ارتقا سطح تغذیه رو هم شاهد خواهیم بود! مثلا:

برنج: غذای بومی و مختص شمالیها خواهد بود فقط!

دولمه: مخصوص کرمانیها فقط

آش رشته : تنها غدای تهرانیها

انواع لبنیات: غدذای بومی و اختصاصی آذر بایجانیها

گشنه پلو: غذای انحصاری کویر نشینان گرامی

انرژی هسته ای: مرگ بومی ما!

.....................

نکته ۱: نشستم بالای سرت..معراج تو دستم...چشاتو ببند...بگیر دستامو ! دستات سفید یخی!

نکته ۲: آستین کوتاه نپوش !! چرا وقتی سیاه تنم بود نپرسیدی چته ؟ اونو داده بودن تا لباس سیاهمو دربیارم!

نکته ۳: باور نمیشد یه روزی بشم جزو مبطلات روزه!نزدیک بود بندازیم دور!

نکته ۴: چی میشد اونم مثل تو بود؟

نکته ۵: اگه درد پاها ت با درد قلب من خوب می شه...قلبم مال تو!

نکته ۶: انگار این بار ماه رمضان خیلی حرفا واسمون داره!

نکته ۷: سهم قران من ..سهم قران تو...سهم ما یک دل صاف کافیست!

بدروود!

 

+ حک شده در  دوشنبه 1387/06/18ساعت 23  توسط هاشیم  |  نیش 30 یا 30 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


س ل ا م
خنگترین وسیله خدا کسی هست که ... در بین هزار نفر یکه زندگی می کند  2  گزینه می بیند! گزینه 2 را  انتخاب می کند(مثلا)!  بار دیگر همان گزینه ها! و باز 2 را انخاب می کند! باز گزینه و باز 2 و باز 2 ... وقتی در جواب سوالش میگویند 1 و 2 همیشه با تو خواهند بود شاید تا آخر عمر! باز هم نمی فهمد که واقعا چرا  از بین هزار نفر این دو گزینه؟ خنگ ترین فقط به خود می اندیشد! که 2 چگونه گزینه ای است! خوشحال از این گزینه می چرد! و 1 را فراموش می کند!
روزی دو باره گزینه ها تکرار می شوند! و خنگ ترین وسیله خدا باز می رود  بگوید 2...اما ... 2 را می پوشانند! و می گویند: خنگ خدا چرا 1 را فراموش کرده ای؟ مثل هزاران نفر دیگر؟ اگر مثل آنها بود که ... خنگ ترین وسیله خدا به خود می گوید: عجب ... چطور ممکن است اشتباه کرده باشم؟ یعنی  1 ؟  نه!گریه ها را می بیند و به حال خود گریه می کند! ...  چه خنگی تو خنگترین وسیله خدا! همان صبح می فهمد 1 دیگر نیست... پس گریه ها برای این لحظه من بود...؟ به زور می خندد و می گوید: به خوبی و مبارکی ایشالله!
خیلی زود راز گشوده می شود! خنگ ترین وسیه خدا در پی فرار از عذابی که حس می کند به در و دیوار می زند ... خود را نفرین می کند... 1 در عذاب است..1 در خطر است ... ۱ غرق می شود و از دست خواهد رفت اگر ...خنگ راه فرار جستجو می کند ... 7 بار بد آمد ...1 در عذاب است! هیچ کاری از خنگ بر نمی اید! هیچ کاری. ..جز ملامت خویش! ولی 1 ... خودرا نجات می دهد ... این مرهمی  است بر زخم دل خنگ ترین وسیله خدا! او هیچ وقت خودش را نخواهد بخشید...هرگز !

نکته 1: دیدی حالا چرا میگم بدهکارتم؟
نکته 2: گفتم وقت قسم گریه کردم ...؟  همه به من خندیدند وقتی داد زدم غلط کردم ! وقتی  که گفتی: دارم کم میارم...یا مولاااا
نکته 3: از من دور نشو ... می دونم خسته ای... کاری از من ساخته است؟ بگو ...عمل می کنم! باور کن هیشکی برای من تو نمی شه!قسم به اشکای هر شبت 
نکته 4: اس ام اس از دیار باقی: پس چرا نمیایی هاشیم ؟ جات تو این مهمونی خیلی خالیه!! من : میام پسر خاله... 2،3 تا کار بیشتر نموده ... میام ...!
نکته 5: نمیدونم چرا اینقدر به من اعتماد کردی ...تاحالا تا این حد با کسی زندگی نکرده بودم! باهاش گریه نکرده بودم! باهاش تب نکرده بودم!وقتی میگفتی: خدا جون کمک...من می مردم...به این چی میگن خدا ؟
نکته 6: باز هم دوازدهم رسید ... شد 3 ماه!
نکته 7: وقتی فهمیدی... سرد شدی ..چشات خیس شد...مخت تیر کشید ...دستت رو گذاشتی رو دهنت که صدات بلند نشه! خیس عرق شدی... تنت سست شد ..سرت گیج  رفت ... کنارت بودم وقتی صورتت رو گذاشتی رو بالش و بعد برگشتی و سقف رو نیگاه کردی و گفتی خدا جون...

درووود

+ حک شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 0  توسط هاشیم  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


س ل ا م

می نویسم برای شما دختران!

۱- تویی که هنوز دوست پسر نداری:

نیگاه کن منو!!! اینجوری نه تو چشام نیگاه کن ! چرا خودت رو دست کم می گیری؟ چرا اینقدر راحت گول میخوری؟ هوس دوست پسر کردی؟ میشه بگی به چه دردی می خوره؟ جانم؟ محبت میخوایی؟ پولش رو میخوایی؟ صحیح..دنبال مرد زندگیت هستی؟

همش کشکه!!! کشک!! البته کشک خیلی ارزشمند تره! خر نشو! پا نده! دوست پسر داشتن افتخار نیست! پیش خدا سربلند باش نه پیش دوست دخترای سایرین! چرا وجودت رو بی ارزش میکنی؟ چی؟ همه دوست پسر دارن من نداشته باشم عیبعه برام؟ بقیه فکر میکنن هیشکی منو نمی خواد؟ وقتی میبینی بقیه با دوستی پسراشونن دلت میگیره؟ دل خدا هم از دست اونا می گیره خواهرم!

۲-تویی که دوست پسر داری:(تعدادش مهم نیست!)

جان؟ میمیری براش؟ میمیره برات؟ آفرین این خیلی خوبه! ولی حیف اینو به دوست دختر قبلیش هم گفته بود! چی؟ قسم خورده برات؟ این با بقیه فرق داره؟ میشه بگی کی با یکی دیگه عین همن؟ خودت رو گول نزن دختر(اگه هنوز دختری!) برات کادو گرفته به چه قیمتی! آفرین ایول دستش طلا ولی حیف وقتی بهم زدی اون کادو میشه آینه دق تو! میشه سوهان روحت! میشه سوزن تو چشت! خوب حالا چیکار کنی؟ برگرد عزیزم! برگرد به روزایی که یه صفحه کاغذ سفید بودی به چه ماهی! چطوری دوریش رو تحمل کنم آخه؟ آفرین سوال خوبیه . . .  ولی حیف باز گول زدنه . . . بهانه ست . . . سطل آشغال اتاقت هر روز پر رو خالی میشه...دلت رو سطل آشغال نکن ! بعضی از دانشگاه هامون دارن میشن زباله دونی! هرچیزی رو بزاری تو سطل آشغال گند می زنه! هرچقدر هم تمیز باشه باز یه لکه میافته روش!! یکی بیاد زباله ها رو جمع کنه!

۳- تویی که دوست پسر داشتی و ترک کردی:

دست مریزاد! آفرین به ارادت! ۱۰۰۰ آفرین به وجود و ذات پاکی که داری! چی ؟ بهت گفتن بی وفا؟ گفتن عشق حالیت نمیشه؟ ولی آفرین به تو که بهش گفتی: اگه عشق تو س ......ک......س خلاصه میشه نمی خوام این عشقو! این بالاییا باور نمیکنن حرفامو! تو بهشون بگو! بگو که پاندن! اگه توش افتادن سریع بیان بیرون! نه به خاطر خدا نه به خاطر دینشون.. فقط به خاطر خودشون و دختر بودنشون! بگو چه چیزایی رو از دست میدن اگه بمونن یا واردش بشن! بگو که وقتی چیزیوی که داشتن از دست دادن میشن یه دستمال!!

۴- تویی که پسری:

کاش یک لحظه دختر می شدیم! کاش یک لحظه بغض دخترانه میکردیم! کاش یک لحظه قلب یک دختر داشتیم! ما نمیدونیم احساسات دخترانه چه مزه ای داره! ما نمیدونیم وقتی دختری لکه دار بشه یعنی چی؟ ما نمیدونیم که دل دختری که شکست رو با چی وصله بزنیم! ما نمیدونیم دستمال شدن یعنی چی؟!

 

نکته ۱: مرگ حقه! ممنون از حم دردیتون تو این حقانیت!

نکته ۲: ۷ بار بد اومد! ۱۷۴ بد- ۲۱۰ بد- ۱۹۴ بد و....! یکیشم خوب میومد به خدا خودم کمکت می کردم!

نکته ۳: تنهایی سخته؟ حق با تو هست! ولی از خیلی چیزا بهتره!

نکته ۴: از برادری خودم راضی نیستم! کاش ... منو ببخش

+ حک شده در  جمعه 1387/06/08ساعت 19  توسط هاشیم  |  چیزای دیگه مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


س ل ا م

همین جمعه صبح خونه ما بود!

عمه صورتم رو گرفت تو دستاش . محکم  ماچم کرد و گفت: بجنب دیگه پسر... !

ولی خودش بیشتر عجله داشت..رفت...

پیش خدایی رفت که پارسال رفته بود خونش زیارت!

.................................

پیشاپیش از همدردیتون متشکرم

 

+ حک شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 11  توسط هاشیم  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


س ل ا م
هادی ساعی طلا گرفت!
مراد محمدی برنز گرفت!
من هم دلم گرفت!
همه زیر پرچم ساعی پنهان می شوند!
مشاعی پیمان برادری با مردم اسرائیل می بندد!
ماحمود در ترکیه از ترور فرضی قسر در می برد!
من و تو هم تماشا می کنیم!
نکته 1: من نمیگم شما دروغ میگی! ولی وقتی دوتایی باهم ..اونم نه یک بار نه دو بار بلکه بسیار بار... نمیتونم سر خودم رو گول بمالم!
نکته 2: حالا خودت موندی و خودت داش هاشم! پس دیگه شاید نتونی بگی...شاید برای همیشه!
نکته 3: جمعه تو هم که به گند کشیده شد داش هاشم!راستی بعد مدتها اولین جمعه بود نماز می خوندیا!مزدت رو گرفتی؟
نکته 4: صبر پیشه میکنیم گرچه سخت است! تنها گریه میکنیم گرچه سخت است! یک امید بیش نمانده گرچه ...سخت است!
نکته 5: تو همچین حقی نداشتی هاشم! هیچی!!! ظرفیت می خواد!میفهمی؟ لطفا همه اینو به من بگید! حتی تو!

+ حک شده در  جمعه 1387/06/01ساعت 22  توسط هاشیم  |  یه سوزن به خودم مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin