س ل ا م افتخار آفرینی ها و نو آوریهای بی بدیل ماحمود همچنان ادامه دارد! در همین راستا و نیز در جهت تولید سوژه برای طنازهای گرامی چند شب قبلو طی یک مصاحبه نسبتا زنده تلوزیونی وی(ماحمود) طرح بزگ و عظیم و بیگ و غیره اقتصادی خودرا رو کرد تا همه..همه ها... از ساده گوش گرفته تا دراز گوش با دهانی باز برنامه را نگاه کنند و همانطور بخوابند و همانگونه بزیند(زندگانی نمایند!)!! یارو(ماحمود) در این برنامه نشان داد همچنان میتواند مردم را شگفت زده کند! و نیز اعلام دارد هنوز چیزهای بسیاری دارد که میتواند اثباتی بر.... بودن وی باشد! رئیس در این برنامه تلوزیونی و بعد از ۴۰ دقیقه حاشیه روی خطاب به مجری اعلام کرد: تو مجردی و هنوز مجری گری میکنی؟ پرزیدنت ماحمود همچنین در تشریح بخش بسیار مهمی از تحول اقتصادی خود گفت: ما در بسته پیشنهادی خود به اروپا نه تنها مشکل آنها با خودمان بلکه مشکل دنیا با یکدیگر(و یحتمل سایر کرات) را رفع نمودیم! او (ماحمود) همچنین با ابراز تاسف در مورد وضعیت وخیم معتادین سرپرست خانوار! گفت: زین پس یارانه های دولتی به حساب سرپرستان خانواده ها ریخته می شود تا این معتادین عزیز دیگر دغدغه تامین هزینه مواد خود را نداشته باشند! احمدی چی چی نژاد برای اینکه در افشانی های خود را تکمیل کند گفت: از این به بعد تعداد نفرات استاندارد یک خانواده ۶ نفر خواد بود! تا سربازان امام زمان را به میزان ۴۷ درصد افزایش دهیم! شما اصلا نگران نباشید ما زندگیشان را تامین می کنیم! و در نهایت این محاصبه ماحمود کلیه فرمولهای ریاضی و تئوریها و نظریات اثبات شده اقتصادی را از بیخ و بن و ته! کند و گفت: با تزریق پول به جامعه قدرت خرید بالا رفته و تورم مهار می گردد! ما خیلی مخلصیم رئیس..تو به کارت برس.. نکته۱: مسابقه موغام آذربایجان در اردبیل برگزار شد! جای همه شما خالی! نکته۲: ای که کفشت سیاه و آبی و نارجی است! دست بندت آبی و فیروزه ای! سورپرایز کردی منو! نکته ۳: مبحث نکته ۱ مطمئنا برگی درخشان در تاریخ اردبیل خواهد شد! نکته۴: ای که داری می بری دل ز معشوق خود ...گاه گاهی هم برو بر خواب وی! نکته ۵: به به! به به! نکته۶: اصلا به روابط بین نکات توجه نکنید...! بدرود![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+
حک شده در پنجشنبه 1387/04/27ساعت 12 توسط هاشیم
|
اندر احوالات ماحمود
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
س ل ا م دوستای همیشگی طناز اگه یادشون باشه طی ماههای گذشته بنده به عنوان مدیریت یک قسمت از یک آموزشکده ای مشغول به کار شدم! که بعدها به علت مخالفت مسئولین رده بالای سازمان!!! پست بنده تا درجه کارشناسی تنزل پیدا کرد! ولی جالب اینجاست که عناوین کاریم اصلا عوض نشد ولی پست و حقوقم کاهش یافت! تو همون آموزشکده و حالا که موقع امتحانات پایان ترمش هست، من گاهی به عنوان مراقب ایفای نقش میکردم و به موضوعات جالبی رسیدم که اگه همش رو بگم وقتتون گرفته می شه فعلا این نوشته رو داشته باشین که رو ورقه یکی از بچه ها نوشته شده بود! جونم براتون بگه...هفته گذشته عروسی یکی از دوستای نزدیکم بود من هم قرار بود سولدوش اون باشم! خرید دست گل هم به عهده بنده بود که در لحظه آخر خرید دست گل به کس دیگه ای محول شد! در همین اثنا! مقادیر متنابهی کتاب به ارزش 3میلیون تومان! برای آموزشکده خریداری شد و من مشغول مرتب کردن اونا بودم که زمان از دستم در رفتو وقتی به خودم اومدم دیدم ساعت شده 9 شب و شب همان شب عروسی دوست صمیمی بنده است! نکته1: قبرستان ساختیم برای شما که وقتی آمدید و مردید نعشتان روی زمین نماند! طلفا اگر مارا کشتید در گورستان شهرمان دفن نمائید..البته رو به قبله! بدروود!![]()
![]()

خلاصه اینکه تو اون ساعت همه رفته بودند و سرایدار محترم هم همه درا رو قفل کرده و رفته بود دنبال دلمشغولیهایش! من در داخل ساختمان محبوس شده بودم! نه تلفنی در دسترس بود و نه موبایلی آنتن می داد!
ساعت از نصف شب گذشته بود که سرایدار سلانه سلانه اومد و یه فحشی هم به من داد که چرا تو آموزشکده موندم! من هم بسیار تشکر نمودم که یک تجربه به یاد ماندنی برایم رقم زده است! وقتی به مراسم عروسی رسیدم همه رفته بودند و من ماندم و داماد خشمگین!![]()
![]()
نکته2: هیچ وقت نگو " دیدی خدا چه زود دعاهامونو شنیدو بدبخت شدیم!" همه چی درست میشه عزیزم!![]()
نکته3: یارو میگفت همه درسامو میافتم! چی شد پس همه رو پاس کردی؟ یه عزیز دیگه ای هم میترسید مشروط بشه که معدلش شد نزدیک ۱۷!![]()
+
حک شده در چهارشنبه 1387/04/19ساعت 12 توسط هاشیم
|
یه سوزن به خودم
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
س ل ا م هی گیر بدین به نسل ما!!! هی بزنین تو سر مون که تنبلین! هی گیر بدین که چرا تا ۳ نصف شب بیدارین و صبح ۱۱ بیدار میشین! هی بگین عرضه ندارین یه کار درست و حسابی برا خودتون پیدا کنین! هی بگین والا ما هم سن شماها که بودیم .... آخه عزیز من ...هیچ وقت نپرسیدی که این بلاها را کی سرت آورده!؟! اگه جرات داری بپرس تا بگم برات! لذا طناز وظیفه خود میدان تا پاسخی ژرف(همون عمیق) برسوالات بالا ابراز دارد!(البته با احترام) عزیز من... عمر من... فکر کنم همین رو بگم خودت دیگه بقیه جوابها رو نخواهی!! خدا وکیلی..بینی و بین الله مسئولین شما مسئول بودن یا ما!! شما یه بار انقلاب کردین و شد وضع حالای ما! نه خودتون راضی هستین نه ما! ما(یعنی جوونا) یه بار اعلام موجودیت کردیم و شد دوران خوش اصلاحات و بعد ۸ سال تورم شده بود ۸٪ که دادتون در اومد این چه وضعیه! آزادی دادین به جوونا که... پر روشون کردین که... اسلام مرد... غیرت مرد... بعدش که به احترامتون کنار کشیدیم و تو انتخابات شرکت نکردیم!... فوری فیلترمون کردین! خودتون که کیف و حالتون رو کرده بودین..بنزین رو سهمیه بندی کردین!تورم رو شکر خدا به ۲۸ رسوندین!همت کریدن و برقمون رو هم که بریدین! مسئولین تون هم که یکی یکی گندشون درمیاد! با این وضعیت من باید سر حال باشم! تویی که تو بازیهای ...عاشق دختر همسایت میشدی و ... حالا من باید تو نت دنبال دختر همسایه بگردم! باز خدا عجربده ایرانسل رو که تونست به داد جوونا برسه و حد اقل نصف شبا کمک خرج جوونا باشه! اگه این نبود( میگین جوونا طراح هاش هستند) که ما درد دلامون هم به قیمت شما ها بود!!پس همون بهتر که تا نصف شب بیداربمونیم...کاری به کارمون نداشته باشین بلدیم گلیم خودمون و حتی شماهارو از آب بکشیم بیرون... حتما میگی هاشیم امروز عصبانیه! نه بخدا در کمال آرامش اینارو نوشتم برات! نکته۱: سپاه استانی رو عشق است! نکته ۲: دیدی چه زود ۱۲ تیر رسید؟ انگار همین دیرو زبود ۱۲ خرداد بود! نکته۳: چیزی که دوست دارم رو ساده میگیم پیچیدشم نمی کنم! خجالتم نمی شکم! نکته۴: به اطلاع علاقمندان می رساند هنوز کارم به جایی نکشیده نصف شبا به خاطر ایرانسل بیدار بمونم! فعلا بدروود ![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+
حک شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 13 توسط هاشیم
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
س ل ا م
طی کنترل نا محسوس طناز یک عده معلوم الحال در حال تخزیب عده دیگری هستن که به من و شما هیچ ربطی نداره!
همچنین یک بسته پیشنهادی از طرف 5تا+ یک کشور دیگه به ایران دادن که یک نفر بی ظرفیت بجای اینکه اونو به هیات دولت ببره به عنوان کادوی روز زن برده برای زنش!که بازم به من و شما ربطی نداره!
اما ... این وسط یکی هی داره مثل باربا پاپا خودش رو شبیه این و اون میکنه!
اولا که کاندیدا شده بود میگفت من و رجایی مثل سیبی هستیم که به موکت بر از وسط دو نیممون کردن!
یکم که گذشت دید رجایی یه خورده خط فکریش متفاوت بود! پس گفت آقا من مستقیما از طبقه هفتم آسمون هدایت میشم و هاله یا حاله دارم! دید ملت طبقه هفتم رو نمیشناسن! پس گفت که : شخص امام زمان(که الهی قربونش برم) تو یکی از سفرهای استانیم یه نامه به من نوشت که آقا من هواتو دارم!
بعدش دید یکی از این بچه سرتقا ایون نمه رو محض مزاح! نوشته بوده!![]()
دید دیگه کار داره بیخ پیدا می کنه گفت من شوخی کردم من مظلومم! شهید بهشتی یادتونه؟ من همونم! قرار هم بود ترورم کنن که نشد! اونم نه یه بار بلکه دوبار شایدم چهار بار! یکیش تو عراق! یکیش تو رم ! یکیش هم تو دستشویی خونمون که جای آب گرم رو با آب سرد عوض کرده بودن!چهارمی رو هم خجالت میشکه بگه!![]()


به نظر شما پس از سوختن این گزینه(شهید بهشتی) کدام یک از اشخاص زیر شبیه ماحمود خواهند شد(یا بالعکس):
1- گاندی
2-گانمادی(کلمه ترکی)
3-پاریکال
4-حنا دختری در مزرعه
5-یانگوم!
6-میرزا نوروز!
نکته۱: روز زن مبارک..هرچی سعی کردم نتونستم چیز قابل داری برای وصف میلاد زهرا(س) بنویسم.تا آخر عمر شمندشم!
نکته 2: امتحاناتتم که تموم شد! دیگه عشق و حال کن!
نکته 3: تنهایی بد دردیه عزیزان!
نکته4: درسته تعداد نظراتمون کم شده ولی ... قهرمان مرده رو دفنش کردن!
الهی که کور بشه هرکی دروغ بگه!
+
حک شده در سه شنبه 1387/04/04ساعت 1 توسط هاشیم
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: