س ل ا م از بس کار میریزه سر آدم که طنز نویسی(مثلا) هم از یادش میره؟ اگر دیر آمدیم خوب معذرت بلدیم! آدم کیف میکنه وقتی یکی یکی اعضای کابینه به نفع ش کنار می روند یا کنار گذاشته میشوند! آری دوستان پورمحمدی هم عطای کابینه را به لقایش بخشید تا کابینه همچنان پویا و پر جنب و جوش و پر از نو آوری باشد! مرسی ماحمودجان! بالاخره و پس از کش و قوس(فحش نیست!) های فراوان و زیر یک خمهایی(این هم فحش نیست) که ماحمود و مصطفی(همون پورمحمدی) از همدیگر گرفتند،سر انجام بازی به نفع طرف چیز تر(چیز=می تونه هر چیز منفی که فکر میکنین باشه!) به پایان رسید و پور محمدی به مرخصی رفت..خسته نباشید طرفین! دوستان گرامی طبق اخبار و تصاویری که کلاغها به ما رسانده اند پور محمدی پس از دریافت خبر چیز شدندش(چیز=بازگشت به چند سطر قبلی) به یکی از دو قیافه زیر افتاده است: از اون طرف و از ونجایی که اینروزها کودک درون بسیار مد شده !!! ماحمود نیز کودک درون خود را رو کرد! ( این عکس بلافاصله پس از تصمیم برکناری پورمحمدی و از درون ماحمود رصد شده است!) نکته: یک فروند پیشی به حوض خانه ما شبیخون زده ۷ فقره از ماهی های خوشگلمان را قتل عام نموده است! از هم طنازیهای عزیز خواهشمند است بذل محبت نموده این پیشی را مورد فحاشی های نسبتا رکیک خود قرار دهند. ![]()
![]()
![]()
![]()
یا 

![]()
![]()
+
حک شده در شنبه 1387/02/28ساعت 23 توسط هاشیم
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
س ل ا م میگم وقتی از آدم تجلیل میشه کلی حال میده ها جونم براتون بگه تو هفته گذشته ۴ بار از اینجانب تجلیل شد جدا خواهشمندم اشخاص دیگری رو تجلیل نمائید! اینم نتایج نظرسنجی در مورد سیاسی ترین چهره ایران در سال ۸۶! آقایان و سایرین! بدینوسیله با تمام قدرت و با توجه به اختیاراتی که دارم اعلام مینمایم: سیاسی ترین چهره ایران در سال ۸۶ نه ماحمود نه خاتمی و نه هاشمی و نه رضایی و نه .... بلکه کارت سوخت بود! این را نه من بلکه ملت فهیم طناز می گویند! دیگه اینکه پوتین هم به جمع برادرهای دوست و مخالف ما پیوست!!![]()
یکی از این جاها برای بار سوم ازم تجلیل کردند! انگار اینکه میگن قحط الرجال هست راسته ها!!!![]()
![]()

![]()
+
حک شده در جمعه 1387/02/20ساعت 11 توسط هاشیم
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
س ل ا م فرداي روز يکه مطلب رو تقديم حاج اقا نموده بودم ايشون منو صداش کرد و گفت: داداش اين مطلبي که دادي خوب بوداا ولي احتياج به تعديل داره! مثلا جايي که گفتي ((دختران مي دوند)) يا (( شهلا زانوي خود را ماليد)) ممکن است باعث تحريک دانشجويان بشود! از طرفي اين مطلب ممکنه ايثار موجود در جامعه مارو زير سوال ببره! بدروود
اون روز حاج آقايي که مسئول دفتر فرهنگي آموزشکده بود صدام کرد که فلاني ظاهرا شما گاهي وقتا مينويسي! اگه ممکنه براي اين نشريه ما هم يه مطلب متفاوت بنويس که به درد دانشجو ها بخوره! حاج آقا ادامه داد: البته مطلبي بنويس که اين نسل باورش کنن و با اشتياق بخوننش! منم گفتم چشم،چي از اين بهتر؟
جونم براتون بگه يه مطلب داشتم در مورد هوش اجتماعي،يه پاراگرافش اين بود:
((موقع زنگ تفريح در مدرسه گروهي از دختر ها در حياط مي دوند. سارا زمين مي خورد و زانويش زخم مي شود و شروع به گريه مي كند. اما همه ي دختر ها به جز شهلا كه مي ايستد به دويدن ادامه مي دهند. سارا همچنان گريه مي كند تا اين كه شهلا به نزدش مي رود و زانوي خودش را مي مالد و مي گويد:(( من هم زانويم زخم شد! ))![]()
منم که ديدم هيچ رقمه نميتونم متن به اين سادگي رو تعديل کنم گفتم: حاج اقا زحمت تعديل با خود شما!ظاهرا شما اين نسل و خواسته هاش رو بهتر ميدونيد!![]()
در نهايت ايشون زحمت کشيدند و متن به اين شکل تعديل شد:
- موقع اذان در حوزه علميه بود و طلاب در حال وضو بودند که حاجي قنبر پايش ليز خورد و به شير حوض اثابت نمود! همه طلاب متاثر شدند ولي حاج خيرالله بيشتر متاثر شد و شروع به تلاوت آياتي از قرآن نمود!
اين چه وضعيه خدايا!؟! واقعا شما با کلمه دويدن دخترا و مالش زانوي زخم خورده تحريک ميشين؟
نکته: يکي از دوستان بسيار عزيز مورد تفقد مرغان قرار گرفته و ابله ايشان را دچار شده است! براي سلامتي جميع بيماران آبله اي صلوات!![]()
+
حک شده در پنجشنبه 1387/02/12ساعت 13 توسط هاشیم
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
س ل ا م دانش:دولت به دلايل متعدد با حوزه پيراموني خودش دچار مساله ميشد و اين فضاي سنگين بر كار دستگاههايي مثل وزارت امور اقتصادي و دارايي سايه افكنده بود. مسايلي كه هنوز هم بسياري از آنها حل نشده است.- مشكل با مجلس.- مشكل با اشخاص خاص.- مشكل با صدا و سيما.- مشكل روزنامهها.- مشكل با نامزدهاي رقيب در انتخابات قبلي رياست جمهوري- مشكل با نامزدهاي بالقوه در انتخابات دهم.- و دهها مساله ديگر كه قابل ذكر نيست. دانش: در طرح مربوط به انحلال سازمان برنامه هم ديده بودم كه اين اقدام حساب شده نبود و جز ايجاد سرخوردگي و ياس براي كاركنان اين سازمان عظيم اثر ديگري نداشت. دانش:يك بار آقاي دكتر رحيمي رئيس كل ديوان محاسبات در يك مصاحبه داخلي - خارجي اعلام نمود كه يكي از قراردادهاي نفتي كه در دولت قبل منعقد شده است، مسالهدار است و لذا بايد اين قرارداد را كه 20 ميليارد خسارت به كشور ميزند لغو شود. هم من و هم وزير نفت جداگانه با ايشان صحبت كرديم !ايشان خيلي ساده گفت: من از شما دستور نميگيرم!؟! دانش:عدهاي هم بودند كه صلاحيت پذيرش شغل را نداشتند. بطور مثال معاون اقتصادي بازرسي يك دامپزشك بود. دانش: در همين سخنراني اخير قم نيز كه بازتاب وسيعي داشت، ريشههاي اين نوع گزارشات غيركارشناسي كه بدون چك كردن به مراجع بالاتر رسيده به راحتي قابل مشاهده است. دانش:در حال حاضر واردات سيگار در كشور كاملا آزاد است و هيچ امتياز انحصاري به كسي داده نشده است. چطور ممكن است فردي براي گرفتن مجوز واردات سيگار كه هيچ مانعي هم براي آن وجود ندارد، حاضر باشد 5 ميليارد حق حساب بدهد؟! اين بحث منطقي به نظر نميرسد! دانش: در طول اين دوره هر قدر من و بانك مركزي تلاش كرديم اين دوست صميمي و دوست داشتني مان جناب آقاي دكتر جهرمي را كه اخيرا از حوزه سياسي وارد فعاليتهاي اقتصادي شده، متقاعد كنيم كه چاپ اسكناس براي ايجاد اشتغال مفيد نيست، اماموفق نشديم. جدی جدی همه این مطالب رو خوندی؟ ایول بابا... در ضمن اصلا خودتون رو ناراحت نکنید کشور صاحاب دارد! منبع سخنان دانش اینجاست: http://www.alef.ir/
یارو میگه من هیچ کاره بودم! اطرافیانم نا مردی کردن! من تورم رو عمدا بردم بالا که اشتغال زایی بشه!!! ماحمود مادر اشتغال است!
دوستان تو این هفته گذشته این وزیر برکنار شده ماحمود(دانش جعفری) اونقدر حال داد به ما که دیگه حالی واسه نوشتن نمونده! اینکه میگن (دانش) دشمنان را خوشحال کرد..یکیش من بودن انگار!!![]()
می دونم شمام مثل من حوصله خودن همه سخنان دانش جعفری تو جلسه خداحافظیش رو ندارین براتون گلچین مطالب رو(عینا) قرار میدهم:![]()
دانش: مسايل جنبي دست چندم كشور كه اصولا اهميت نداشتند در شرايطي، تبديل به مساله دست اول كشور ميشدند. مثل تعيين ساعت كار بانكها كه ماهها ما را به خود مشغول كرد.
طناز: حالا اینکه خوبه... مسائل دست چندم سایر کشورها،مثل شکستگی ناخن انگشت کوچیکه یه فلسطینی یادت رفت!
طناز: مگه ماحمود چیزی به اسم مشکل براش تعریف شده ... توهم شوخیت گرفته دانش جان!
طناز: مهم نیست حساب شده بود یا نه! مهم این بود که ماحمود نشون بده میتونه تغییرات ایجاد کنه!صورت مساله پاک می کنیم!!!
طناز: من این رحیمی رو میشناسم!کلا آدم قاطی هست ..زیاد به خودت ناراحتی نیار!
طناز: خیلی باحالی دانش! حتما سطح اقتصاد دام و طیور رو مورد بازرسی قرار می داده!
طناز: همینه که میگن کشور رو هوا داره اداره میشه ها!
طناز: خوب طرف خواسته معروف بشه اومده 5 تومن ناقابل خرج کرده! خدایییش واردات سیگار آزاده؟ من میخوام!!!
طناز: ایشون دکترای چاپ و نشر نداشتند؟
+
حک شده در پنجشنبه 1387/02/05ساعت 12 توسط هاشیم
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: