تبليغاتX

طناز
 

طناز

 

 

سلام

هیچ میدونی چراشاه کله پا شد؟ بهت حق میدم که بگی آره! ولی کور خوندی نمیدونی !!

منم نمی دونستم تازه یاد گرفتم! .می گویند زمانی که هنوز نه شعاری بود و نه مخالفی محمد رضا در ساحل دیده شده بود ! خ وی با یکی دیگه دیده شده بود که نباید دیده می شد! باور نداری؟ عکسشو که دیگه قبول داری!!البته اونی که مهمه تو عکس نیست..ولی به هر حال مدرکه دیگه!

شاه در کنار دریافرح

ملت غیور و...(نه هنوز شهادت رواج نیافته بود!) همون ملت غیور خالی ایران که از دیدن این صحنه به غیرت آمده بودند با نشان دادن عکس فرح شعار دادند که: اگه اون زنته پس فرح شوهرته؟؟!!!؟؟؟ بدین ترتیب اولین شعار انقلابی بوجودآمد که در طول تاریخ تبدیل شد به: ما میگیم خر نمیخواهیم نخست وزیر عوض میشه!! (که از شعار اصلی تنها خر یا همون فرح باقی مانده بود)

انقلاب

خلاصه ملت خون جلوی چشماشون رو گرفته بود هرچی تونستند فحش دادند(البته تو این بین یه عده ای هم شهید دادند که زیاد مهم نیست) و کار بجا های باریک کشید و شد چیزی که می دونید.

جونم براتون بگه شاه و طرفدارهاش شروع کردند به رد صلاحیت! البته نه مثل الان بلکه کاملا مغرضانه و غیر دموکراتیک! مثلا کسایی رو که می گفتن: نفت گرون شد پس چرا سفره مردم خالیه؟چراپول نفت رو میدید به اسرائیل ؟ رد صلاحیت می کردند تا اوضاع کشورو به تشنج و اختناق کشیده نشه! ولی افسوس که کم کم این رد صلاحیت شدگان از کل کاندیداها بیشتر شد و شاه رفت!! به این ترتیب یکی دیگر از شعارهای انقلابی با این مضمون به وجود آمد: نفت که گرون شد اخوی پس چرا - نیست پلو بر سر این سفره ها؟ میدونم که این شعار هم براتون نا آشناست چرا که در طی سالها این شعار دست خوش تغییراتی شد و به این صورت در آمد: بردار ارتشی چرا برادر کشی!!!(از کل شعار فقط چراش باقی موند!)البته همون طوری که می دونید در این بین یک سری اتفاقات هم افتاد که زیاد مهم نیست و البته چون اخیرا نیروهای شاه به اینترنت ایران ورود کرده اند از بیم جان چیزی نمیگم

در ضمن همونطوری که حتما تو تلویزیون مشاهده کردید رفته رفته همه کسایی که تو تصاویر پیشواز و سخنرانی امام هستند یکی یک دارند شطرنجی می شوند و به سرنوشت شعارهایی که گفتم در می آیند که الهی همشون جیز جیگر بگیرند!(شطرنجی ها رو میگم) لذا بنده در حمایت از این مقوله یکی دیگر از شعارهای قدیمی را رو میکنم براتون: اگر تن به دشمن دهیم به که ذلت به دشمن دهیم یا یه همچین چیزی!

چیز: سفیر رفت فضا... ولی دست خالی!آگاهان می گویند وی نامه گلایه آمیز ماحمود خطاب به خداوند را به همراه برده است!

یه چیز دیگه: برادرای استان اردبیل جهت تاثیرات امداد های غیبی بر آرای استانشون به این سایت بروند و در نظر سنجی اینترتی شرکت کنند!(کار یکی از دوستان هست) اینجا رو کلیک بفرما

بدروود

+ حک شده در  چهارشنبه 1386/11/17ساعت 19  توسط هاشیم  |  نیش 30 یا 30 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


س ل ا م

انصافا هفته گذشته  هفته بالفطره طنزی بودا!!! به جان خودم تک تک ملت ما برای خودشون یه پا عزیز نسین و چارلی چاپلین هستند!

البته همه اینها کل یومن به صلاحیت برمیگرده ظاهرا!!

من دوتاشو میگم خودتون قضاوت کنید:

آیت الله قدرت الله علیخانی(نماینده فعلی مردم بوئین زهرا) به دلیل عدم التزام به دین مبین اسلام رد صلاحیت شد! باور نداری؟ اینجارو کلیک کن این دیگه خیلی به قرآن! میدونی یعنی چی؟ یعنی ایشون باید خلع لباس بشه! نه نگرفتی مثل  اینکه یعنی اون هفت هشت سالی که تو حوزه بوده دنبال کارای دیگه بوده

 یه نمونه دیگه:

صلاحیت ولی آذروش نماینده فعلی اردبیل در مجلس هم به دلیل عدم التزام به دین مبین اسلام به.... شما فرض کن به باد رفت!!! اما وی برای اثبات حرفهاش در نطق پیش از دستور مجلس شهادتین خواند تا اثبات کند هنوز هم مسلمان است! اینم لینکش

ما همگی با شور و شوق منتظر عکس العمل دوستانی هستیم که مثلا به دلیل عدم سلامت روان و یا عدم سلامت فلان جای جسمشون رد صلاحیت شدند ! البته اگه توی مجلس یا جولوی دوربین باشه کیفش بیشتره!!!

چیز: سیم کارت من و عده ای دیگر از دوستان به فواصل زمانی مختلف سوخت! نقطه اشتراک همگی ما ارسال اس ام اس های منتصب به آبیاری ماحمود بر ایران بود!

یه چیز دیگه: دوستان دانشجویی که تقلب بلد نیستند خواهشا تو جلسه اصلی امتحان تمرین نکنند! که گند می زنند !! یکی از دوستان عزیز ما به همین دلیل داغدار می باشد! برای رفع ناراحتی ایشان و کلیه رد صلاحیت شدگان صلوات ماحمود پسند ارسال کنید!

بدرود

+ حک شده در  پنجشنبه 1386/11/11ساعت 0  توسط هاشیم  |  نیش 30 یا 30 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


س ل ا م سبزیها!(منظورم اینه که سبزباشید)

یه خاطره دارم براتون ... البته این اتفاق برای عباس(پسر خالم) افتاده!

((یه روز از روزهای آخر محرم بود که به طور اتفاقی دیدم گروه شبیه خوانی مشغول تمرین هستند و من هم به ذوق کودکی مشغول تماشا شدم... به غیر از من چند نفری هم مشغول تماشا بودند که یکنفر از یزیدیان به من اشاره کرد و گفت: این خوبه ؟ مسئول گروه هم یه نیگاه به هیکل من انداخت و گفت: آره خودشه!! مارو میگی گفتیم حالا چی توسرشون دارند!؟! مسئول گروه گفت: آقا پسر ما تو گروهمون یه نفر کم داریم میتونی تواین روزهای عزیز کمکمون کنی؟ منم که ذوق بازیگری همیشه درونم نهفته بود قبول کردم و شدم عضو اصلی گروه .... عرض به حضور کبریتیتان که ما شدیم سیاهی لشگر قرمز پوش شمر که مهمترین وظیفه مون چرخش دور میدان(مثلا) جنگ بود! تمرین بدون دردسر گذشت و روز موعود فرا رسید!

حین اجرای نقش با اون لباسهای زرق و برق حسابی حال می کردم که دیگه توی شهر مشهور شدم و اینا ..اما... اما نوبت رسید به صحنه ای که قرار بود (مثلا) با ابا الفضل(ع) بجنگیم... چشمتون رو زبد نبینه!!! این ابا الفضل حسابی جو گیر شده بود و اصلا قصد شهادت نداشت که هیچ داشت یکی قرمز پوشها رو نفله میکرد و ما ازدستش فرار میکردیم... و چون یارو جدی جدی احساس ابا الفضل بودن می کرد یهو پرید هوا مثل بروسلی یه ظربه فنی به کمر من(که اون موقه ۱۵ سالم بود ) زد و من ۱۰-۱۵ متر پرت شدم رو زمین و از شدت درد فریاد زدم .. در این بین ملت هم به ابا الفضل ما نیگاه می کردند و زاز زاز گریه میکردند که جان ابا الفضل و وای ابا الفضل و مظلوم ابا الفضل ... منم که حرسم گرفته بود هرچی فحش بلد بودم نثار وی کردم!!! و شدت گریه مردم بیشتر شد... از اون موقع به بعد هست که چندان دل خوشی از این ابا الفضل های شبیه خوان ندارم!))

البته عباس خیلی شیرینتر این ماجرارو تعریف می کرد به طوری که من نزدیک نیم ساعت روزمین دراز کش شکمم رو گرفته بودم.

در جواب بر خی از دوستان :

بابک عزیز: من متاسفانه اون مصاحبه ماحمود رو ندیدم ولی کاش ایشون به سایر اندامهاشون هم اشاره می کردند که به چه دردی می خورند!(مرض .. منظور از اندام دست و پا و سر و .. غیره هست)

مهدی عزیز: از اونجای که انخابات تو برهه جدیدی هست و قراره اهراز صلاحیت بشه من فعلا ساکتم که نگن این باعث شد بعضی ها رد بشن یا بعضی ها قبول بشن!

بهناز عزیز: من که نفهمیدم شما کدوم بهنازی ولی اینطوریام که میگی نیست... پیری امونم رو بریده وگرنه که مطلب فتو فراوون هست!

سفیر عزیز: با شما کاری ندارند فعلا.. دانشگاه شما رو قراره پسرای شهرستان رو با بقیه جدا کنند!

جنبش جهانی...: ما پشت جبهه فعالیم داداش.. چیزه!!!.... مارو هم آزاد کنین!

بدروود

 

+ حک شده در  چهارشنبه 1386/11/03ساعت 18  توسط هاشیم  |  طنز کلی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin