تبليغاتX

طناز
 

طناز

 

 

سلام و درود ...

تو هفته گذشته که رزو تولد ملکه انگلیس یکی از روزهاش بود هفته جالبی بود برای ایران و انگلیس... طبق معمول هر سال یه جشن(مثل جشنها و مراسماتی ملی مذهبی که ایران تو سفارتهاش تو سایر کشورها بالاخص انگلیس و امریکا برگزار میکنه)به مناسبت سالروز تولد ملکه برگزار شد و از قضا یه سری از افراد که جزو سران کشور از دولت فعلی و قبلی توش بودن به این مراسم دعوت شدن و خوب این اول ماجرا بود...
از قضا یه سری از افراد فعلی(ماحمودیون!!) بنا به عللی(مثل مشروبات الکلی و رقص احتمالی)به این مجلس نرفتند(بی چاره ها حق هم دارن ... میتونین از جناب مشائی بپرسین که تو ترکیه چه بلای سرش آوردن و  اونو مجبور !!به تماشای رقص یه خانوم کردن )ولی اونطرفی ها (منتقد ها و سایر حزبی ها ) عازم محل شدند و دیدند که ای دل غافل !!! ملت همیشه در صف از اونا زبل تر هستند و فهمیدن که یه خبرایی هست و خلاصه اونجا جمع شدند که ما هم میاییم تو !!! در این بین دانشجویان مستقل که چفیه !! هم به گردن داشتند از راه میرسند که خجالت خجالت!!!
حالا ما با این کاری نداریم که اینا از کجا فهمیدن ولی اینجاش جالبه که کسایی که نرفتن کسایی رو که رفتن منتقد دولت و دهن کجان انقلاب نامیدند و گفتن اینا به ما ایراد میگیرن و ... خلاصه از آب گل آلود تن ماهی صید کردن. عجیب اینجاست که این مراسم نه مشروبی داشته و نه رقصی ... ولی عواقب این شلوغ بازی بعضی ها به زودی دودزایی میکنه ... البته دو روز بعد از این ماجرا ملکه انگلیس به سلمان رشدی نشان سر (شوالیه) اعطاء کرد ... جالبه نه ؟
خوب این از اطلاعاتی که لازم بود بدونین (البته تو این موضوع کسایی که دعوت نشدن و ننر بازی در آوردن که چرا به ما نگفتین بماند )
اینم یه سری عکس(۱۰ تا) از کسایی که رفتن و حواشی...البته من جای شما بودم بیشتر به سربازا نیگاه میکردم که با چه اشتیاقی مهمونا رو بدرقه میکنن..

میهمانی سفارت انگلیس

این سرباز رو یادت باشه!!

میهمانی سفارت انگلیس

همون سرباز

مهمانی سفارت انگلیس

 

و باز همان سرباز

میهمانی سفارت انگلیس

میهمانی سفارت انگلیس

میهمانی سفارت انگلیس

میهمانی سفارت انگلیس

اینم فرشته ارشاد

میهمانی سفارت انگلیس

و این هم اجنبی که کل ماجرا رو مخابره خواهد کرد

مهمانی سفارت انگلیس

درود

+ حک شده در  دوشنبه 1386/03/28ساعت 23  توسط هاشیم  |  نیش 30 یا 30 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


علیکم سلام...
امروز عشقم کشیده از طبیعت بنویسم ...
جای همگی خالی جمعه(18 خرداد ) رفته بودیم تو مخ طبیعت !!! من با 5 تا از اراذل دیگر(به رهبری بابک جان ) رفتیم 10 کیلومتری آستارا یه شهر به اسم لوندویل و یه روستا به است کوته کومه و یه آبشار به چه ماهی !!من بار سوم بود که میرفتم اونجا ولی هربار کیفش بیشتر میشه .. تو این منطقه امکان نداره بری و کمتر از 100 تا عکس بگیری .. ولی اینو هم بگم پدر آدم (مخصوصا توپولوفی مثل من) در میاد تا 3،4 تا کوه رو رد کنی و برسی اون بالا ... ولی خداییش ارزشش رو داره ...مرسی از بابک که رهبر خوبی برای ما(من.عباس.حمید.ابراهیم و بهرام ) بود.
زیاد حرف نمیزنم ولی اگه اومدین اینطرفا حیفه که اینجور جاها رو نبینید اطلاعات بیشترم خواستید بگین تا براتون ارسال کنم.
اینم عکساش که نگین الکی میگه البته عکسا حدود ۲۳۰ تایی هست ولی خوب این ۸ تا رو داشته باشید تا اگه خواستید ایمیل کنم براتون:

۱- شروع پیاده روی

روستای کوته کومه

اینجا هم مسیری هست که ما ازش عبور کردیم... ولی باید رفت و دید

جنگل

این یه پله روی یه رود خونه که کلی صفا داشت... اونورو خوب دقت کنین بچه ها دارن بساط صبحونه آماده میکنن

پل رودخانه

من و عباس (پسر خاله) مشغول کمک به تماشای طبخ صبحانه

صبحانه

املت یعنی زندگی و دیگر هیچ

املت

اینجا آخر طبیعت نیست ؟

طبیعت

و این آبشاری که ... چی بگم ... اینارو ولش عکاس رو حال میکنی؟

آبشار

اینم منم !!! نه اشتباه شد اینو بابک شکار کرده .. کی ؟ من ندیدم ...

کلاغ؟

از ما گفتن که برید و ببینید ولی تا نبینید نمیفهمید که چرا من میگم برید.د برید دیگه...

درود

+ حک شده در  چهارشنبه 1386/03/23ساعت 23  توسط هاشیم  |  چیزای دیگه مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


با سلام ...

حال میکنین چه دولت و ملت با حالی داریم و هستیم ؟؟ یه روز گفتن نفت و فراورده هاش رو قلپی میزاریم سر سفرتون !! روز بعدش گفتن که بوش بده میزنه تو ذوقتون ... بعدش گفتن فعلا نفت رو کپنی بگیرین تا بعد ... روز بعد گفت آهای بنزین زیاد مصرف میکنیدا !! بعدش گفتن براتون کارت سوخت میدیم ( حالا کی این کارتو چاپ کرد و فروخت و کلی از دولت پول گرفت به کنار ) آره گفتن کارت سوخت میدیم که جولوی قاچاق سوخت رو بگیریم و پولاتون بیخودی بنزینی نشه !! بعدش گفتن اینا که قراره کارت سوخت مصرف کنن ما بیاییم قضیه رو هیجان انگیزش کنیم و بنزینو سهمیه بندی کنیم . بعدش دیدن نه این هیجانش کمتره گفتن بیاییم یه 20 تومن گرونش کنیم ملت حال کنن .. دیدن نه ملت سرحال بیا نیستن ... گفتن آقا هرکی بنزین بیش از سهیمه مصرف کنه باید هوار تومن اضافه بده ... دیدن نه ملت عینهو چیز دارن نیگاشون میکنن .. گفتن حالاکه شما چیزید اصلا همون سهمیه از سرتون هم زیاد هست فقط همون بنزین اضافی هم جیزه !!!

من نا خداگاه یاد یه حکایت ارگوئه ای افتادم(حال میکنید اطلاعات عمومی رو !!!) تو اون حکایت نقل میکنن که بین دو تا دهکده یه سنگی از اول روی رودخونه بین دو دهکده بوده که مردم از روش رد میشدن و بارای خودشون رو رد و بدل میکردن و هیشکی هم کاری به کارشون نداشته یهو یه حاکمی پیداش میشه و میگه اینکه نشد این همه بار جابجا بشه و ما بی نصیب باشیم ؟؟ پس گفت ملت اگه یه روز این پل خراب شه ما چیکار کنیم ؟؟ بیایین یه پولی بدین و ردشین که اون روزی که پل خراب شد من براوتون پل بسازم (بابا معمار ).. مردم گفتن باشه . بعده چند روز حاکم دید پول زیاد دلچسب نیست و مردم هم چیزی نمیگن گفت : من حساب کردم دیدم چند سال بعد که پل خراب میشه تورم هست و این پول که مشا میدین کفاف نمیده 3 برابر باید بدین ملتم گفتن دستت درد نکنه آقاهه !!! حاکم دید ای بابا عجب ملت با حالی (خوب خرپولن دیگه و الا بار جابجا نمیکردن که ) بعدش گفت ملت ما باید پل رو حفظ کنیم هرچی دیرتر خراب شه بهتره که !! پس هر کسی حق داره تو هفته 2دفعه بار جابجا کنه و اگه زیاد شد باید 8برابر پول بدین !!! ملتم گفتن آره خوب هرکی زیاد بیاد و بره پول بیشتری گیرش میاد بایدم زیاد عوارض بده !!! خلاصه گذشت و گذشت تا اینکه این مامورای روی پل دیدن که بابا این ملت صداشون در نمیاد پولی هم که گیر مامور نمیاد و همش میره جیب حاکم گفتن چیکار کنیم ما هم یه کیفی برده باشیم !!! این شد که گفته هر کی از روی پل در میشه باید شخصا به ما سواری بده !!! و از اونجایی که تعداد مامورا کم بود و مردم باید منتظر میشدن تا نوبتشوت بشه و به مامورا سواری بده گفتن چی کار کنیم تا این مشکل حل شه ؟؟ و یه راه حل توپ پیدا کردن !!! فکر میکنی راه حلشون چی بود ؟؟اعتراض کردن ؟ مامورا رو زدن ؟ مامورا رو ریختن تو آب ؟ یه مدت بار جابجا نکردن ؟ نه عزیزم اینا خیلی عاقل تر و گوسفند تر از این حرفا بودن ... رفتن پیش حاکم و گفتن ای عزیز ماحمود بیا و این مامورا رو بیشترشون کن که ما این همه علاف نشیم تا نوبتمون برسه !!!

البته این مثل ارگوئه ای هست و ربطی به ما نداره گفمن بدونین قدیما این اروگوئه ایها چقدرگاگول بودن !!!

البته نکته جالبتر این حکایت اینجا بوده که پل بعد بمدتی خراب شد و اون حاکم بعدی( ۴ سال بعدش) که اومد گفت : من که اینو نگفتم ... ایراد از حاکم قبلیه اون پل جزو آثار باستانی بوده و اصلا نباید استفاده میشده اعلانم اون پولی که شما میگید تو ذخیره ارزی و غیره نیست ...!~!

نکته بین ها :

----نسترن خانوم پرسیده بودن که این فتوا(تو آپ قبلی ) راستکیه ؟؟ آره عزیزم راسته ولی اینکه اجرا کنن یا نه من بیلمیم !!

---منم با مهدی موافقم .. اونجوری کل مشکلات حله .-

--ناصر جان باید بری مصر ... اینورا خبری نیست ---- ممنون از جوجو و مشکل رو حل کردم

 --- مرسی حسن منم لینکیدمت

عجب: یه جا یه کافی نت باز شده اسمش رو گذاشتن ماهو !!! احتمالا کافی نت رقیب اسم کافی نتش رو از روی گوگل میزاره گاگول ؟؟؟

ببخشین آپ طولانی شد .درود!!!

+ حک شده در  جمعه 1386/03/18ساعت 1  توسط هاشیم  |  نیش 30 یا 30 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


سلام ... امروز يه خبر عجيب و خوب و مبهم خنده دار و غيره شنيدم که ميخوام تفسيرش کنم !!!يعني تو هفته گذشته 2تا چيز حسابي منو متعجب کرد اوليش تفاوت فاحش بودجه اختصاصي به شهراي اصفهان بود که کوچکترين شهرشون 50 مليارد تومن نصيبش شد و اونوقت يه مرکز شهرستان تو آذربايجان 634 میليون تومن !! و دومي هم همين خبریه که ميخوام براتون تفسير کنم.
گويا طي ماه هاي اخير در مصر(و با فزون يافتن گرما ) مساله نحوه پوشش زنان مسلمان مصري مقابل همکاران مردشان و نيز برخوردهاي تن به تن و غيره آنها موضوع مهمي شده که کل جامعه مسلمان مصر درگير اين شدن و از قضا و در اين بين يک استاد روحاني دانشگاه الازهر(که حسب الحال خيلي باحال  و کلي آگاه بوده )يه راه حل توپ و مفيد  و گوارا رو مطرح کرده که علاوه بر اينکه  مشکل محرم و نا محرم رو حل کرده که هيچ يکي از مشکلات اساسي مصر(و احتمالا ساير کشور ها ) رو هم حل خواهد کرد
ايشون فتوا صادر کردند که  هر کدام از زناني که همکار مرد دارند به ايشون(يعني همکار مرد )از شير خود بدهد به اين ترتيب آنها با هم محرم رضايي بوده و مشکل حجاب و بدن و اندام و غيره رفع ميشود !!! و در اين ميان جوانان مصر يک صدا گفتند ايولله ...البته ايشون به يه واقعه (حديث مشکوک و نا موثق)در زمان حضرت محمد اشاره کرده که يکي از اصحاب پيامبر اسلام بنام ابوحذيفه  پسر خوانده اي به نام "سالم" داشته و زماني که فرزند خواندگي در اسلام حرام شد، همسر ابوحذيفه که قبلا بدون حجاب مي توانست در برابر پسر خوانده اش "سالم" ظاهر شود، ديگر نمي توانست بدون حجاب کامل در برابر او ظاهر شود. ابوحذيفه و همسرش نزد پيامبر اسلام رفتند تا راه حلي براي اين مشکل پيدا کنند. پيامبر به همسر آبوحذيفه گفت که به "سالم" شير بدهد تا به اين ترتيب، "سالم" در خانواده آنها محرم شود".
به اين ترتيب کلي از همکاران اداراري و ...( اونجا نه اينجا )خوشحال و کلي هم دچار ايهام ميشن که اگه اينجوريه پس چرا تا حالا اونجوري بوده و اگه يه همچين چيز راحتي براي رفع مشکل محرميت است پس چرا اينهمه جنجال !!
نه جدي جدي فکرش رو بکن خانوما يکي يه شيشه شير هميشه ميزاشتن تو کيفشون(مثلا به جاي لاک)و بعد به هر مردي که باهاش همکار مي شدن(يا مهموني ميرفتن و اینا ) تعارفش ميکردن و ميشدن مادر و پسر ... و اينهمه درگيري بين جوامع اسلامي به صلح تبديل ميشد و بقيه کشورها هم به انرژي هسته اي ميرسيدند.
اما اين فتوا چه مشکل اساسي ديگه رو حل ميکنه ؟ بسيار راحت ... شير مجاني ... احتمالا اين طرح با اسم توزيع شير رايگان و محرم کننده ( يک تير با چندين نشان) به اجرا گذاشته بشه ...
خوبه خوبه زياد دلتون رو خوش نکنيد اين حديث موثق نيست . در ضمن تو اين مساله وضعيت مجردا هنوز اعلام نشده !!!

اينم لينک کل خبر که ميتونيد بخونيدش(اینجا کلیک کن فرزدم(اصلاح شد ))

خبر مهم : کشور از بس آباد شده که مسئولين برا ي افتتاح کوچکترين پروژها سر و دست مي شکنند...در همين راستا وزير کشور رفت اردبيل يه پل  روگذر با يه ايستگاه اتش نشاني افتتاح کرد و برگشت.(اصلا هم به درگیریهای سال گذشته آذربایجان ربطی نداشت)
خيلي خوب کيفوري ديگه بسه ... درود

+ حک شده در  پنجشنبه 1386/03/10ساعت 15  توسط هاشیم  |  طنز کلی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


سلام...
جاتون خالی چند وقتیه از صبح اول وقت در حال بدو بدو دنبال کارای محوله هستم و عین چیز کار میکنم و شبا هم مثل اون یکی چیز میخوابم !!
به عبارتی هیچ فرصتی برای اندیشیدن ندارم چه برسه به اینکه طناز رو آپ کنم ..
از قرار معلوم ماحمود و رفقا هم از این امر مطلع بودن و کارای مخفی زیادی انجام دادن !! ولی خوب گفتم امروز 2 خرداد هست به لج اینا هم که شده به افتخار 2 خرداد یه مطلب مینویسم ...
جونم براتون بگه امروز که 2 خرداد بود کل شبکه های کشور به 3خرداد پرداختند و حتی شورت اسیرای عراقی رو هم نشون دادن تا یادی از 2خرداد نشه ... حتی به همین دلیل مسابقه گوی و میدان رو  از برنامه های امروز حذف کردن ... چرا ؟؟ چون این برنامه یه قسمتی داره به اسم تقویم تاریخ که اتفاقای مهم اون روز در سالهی گذشته رو میگه و خوب معلومه اگه 2 خرداد رو میگفت که ... استغفرالله...
اطلاعات رسیده حاکی از این است که حذف قریب الوقوع 2خرداد از تقویم در دستور کار مجلس قرار گرفته و ماحمود هم انقریبا یه لایحه برای حذف این روز ننگین صادر کنه و در عوض از اون طرف 3تیرماه(انتخاب ماحمود) رو دوبار تکرار کنن که روزا کم نیاد!!!
حتما میدونید که به لطف قاطعیت ماحمود در سخنانش که می گفت: افزایش قیمت بنزین نا ارامی روحی در بین ملت ایجاد میکنه و ما به احترام ملت افزایش قیمت بنزین نخواهیم داشت !!! وبعله به همین یومن و به لحاظ احترام به شعور مردم صبح یه حرف زدن و آخر شب گفتن که ما شوخی کردیم و قیمت بنزین شد 100 تومن .. الهی شکرت .. البته در جریان هستید که تو اون زمان ماحمود میهمان کشور بلاروس بود و از این مسئله بی خبره و الٌی او یک قهرمان ملی است که اگه بود نمی زاشت بنزین گرون بشه که .. البته به احتمال 100% این کار کار همین 2خردادی هاست..

عزیزان در ادامه شایسته سالاری در کشور و دخول زورکی خواهر ماحمود به  شورای شهر تهران در شهر عزیزمون اردبیل هم برادر استاندار با شایستگی تمام و بدون کوچکترین دخالتی شهرداد!!! اردبیل شد و بعدا اینا فهمیدن که ا ا ا ؟ این پسره داداشه استاندار هم هستا عجب تصادف خوش یمنی... و عجب اینکه یکی از خانومای عضو شورا که اتفاقا اسمش تراز بوده و اندکی قشنگ الچهره استخدامش از حالت پیمانی به رسمی تبدیل شده ... همین جوری الکی وشانسکی که میگن این شانس رو نامه استاندار به آموزش و پرورش به وجود اورده ..
البته قرار هست در ادامه شایسته سالاری پسر دایی 7 ساله استاندار به عنوان مدیر کل مبارزه با مخدر انتخاب بشه و ... ایول به شایسته سالاری  خانوادگی .. هیف که من داداش استاندار نیستم که اعلان مدیر کل اینترنت  می شدما .. خدا بده شانس...
خبر فوری : دوستای خوبم فرزاد و ناصر تونستن تو نمایشگاه اختراعات مالزی مدال نقره بگیرن ... بهشون تبریک میگم ...(هرچند اینو خودشون نمیخونن )
درود...

+ حک شده در  پنجشنبه 1386/03/03ساعت 0  توسط هاشیم  |  نیش 30 یا 30 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin