تبليغاتX

طناز
 

طناز

 

 

سلام ...

این سلامتی هم برا خودش غولیه ها ... دور از جون شما یه ۷ و ۸ روزی هست که چشمام عفونت کرده و کل دنیا رو عفونی میبینم ... البته این جانب و خانواده محترم نیز از نظر چشم و امراض مربوطه ید طولایی داریم ... هوچین یا چشماش جوش میزنه یا اینکه سنگ سازی میکنه ... مامانم هم که پشه ها عاشق چشماشن و هی نیشش میزنن و ... بابایی هم که هر ماه یه عینک عوض میکنه و کلکسیون عینکش زبانزد ملل هست !! اینجانب نیز از بخیه در چشم گرفته تا شیشه کاری در چشم رو تجربه کردم ... و اکنون نیز پزشک عزیز گفتند که احتملا تا ۳۰ روز بایستی با عفونت چشم و بادکردگی آن بسازم ...

در پی علل اینکه چرا ما با چشم مشکل داریم کاشف به عمل آمده که چون دایی اینجانب چشم پزشک میباشند ما نیز بدون دغدغه امراض چشمی را پذیرا هستیم !!!!

حالات خوب شد دایی متخصص چیز دیگه ای نبود و الی یا هی دل درد میگرفتیم یا مشکل عصبی و روانی پیدا میکردیم و یا زبانم لال ... هیچی

برای اینکه دلتون به حال من بسوزه یه گوشه از مرضم رو که ۳ روز پیش شکار کردم میزارم این زیر که دعام کنین وگرنه یکی یکی براتون ویروس چشمم رو میفرستم  نترسین بابا با نیگاه کردن الوده نمیشین ...

یک چشم عفونی

بای بای

ارادت مند شما

هاشم یه چشم

+ حک شده در  شنبه 1385/08/27ساعت 23  توسط هاشیم  |  یه سوزن به خودم مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


سلام

از وقتی به انوشا ( که خواهر دینی تنی و ناتنی خیلیها هست ) گیر دادم مخیله ام دچار افسردگی مزمن شده و گیج میزنم !!! چند روز پیشا با شاهین بودم رفتم یه کتالب بگیرم . شاهین هم دم در منتظر من بود که باهم بریم ... و من ( شما بخون حافظه ) کتاب را گرفته و غرق در مطالعه روانه خوانه شدم و بعد از طی 500 متر شاهین زنگ زد که اخوی دزدیدنت ؟؟ آری من شاهین را فراموش کرده بودم ... این از این ...

سه مرد طلایی فوتبال ایران یادتون هست ؟؟ ژنرال خط میانی ؟ غزال تیزپا ؟ شهریار فوتبال ؟ یادتون اومد یا بنازم به خودم ؟؟

آری این سه تفنگدار فوتبال ایران که و دار و دستشون( که لقب تیم طلایی رو به خودشون دادن ) همونایی هستند که تو استرالیا و جلوی چشم کانگرو ها و کوالا ها تیمشون رو شکست دادند و تیم فوتبال ایران رو بردن جام جهانی(1998) و با کلی زور و زحمت آمریکا(ی لعین و عاجز و پلید )رو شکست دادن و خلاصه صفا سیتی عشق و حال !!!

حالا اهداف از این گفتنا چی بوده ؟ اینکه حالا اینا دارن چیکار میکنن ؟ نه اینکه چیکار میکنن نه!! منظور اینه که در چه حالن ؟

از اون تیم کسایی که یادم هست رو میگم :

- عابد زاده : مشکل مغزی پیدا کرد و با دعای خیر شما سلامت شد و حالاهم گاهی وقتا خودش رو نمیشناسه .

- خاکپور : کافر شده رفته امریکا و هی تو کنسرت و اینجور جاهای استهجن دار شرکت میکنه و علما میگن که تو جهنم هم زمینخواری میکنه و حساب ارزی باز کرده !

- زرینچه : در خدمت زیرآب زنی تیم ملی نوجوانان ایران هست.

- پاشازاده: از وین سلام میرسونه و تیم ملی هم اصلا صداش نمیکنن !( رسمن یا رسما حقش رو میخورن )

- رضا شاهروی: اگر دقیق بخواهید باید بگم که بیخبرم ازش ولی حدودا هم اطلاعی ازش ندارم( نامبرده چند روز پیش از خانه خارج و هنوز مراجعه نکرده است.!!!

-ابراهیم طهامی : شندیم تو اهواز مغازه کفش ورزش و اینا داره

-استاد اسدی :(مرد محبوب و گل به خودی زن تمام عیار با شعار یا توپ یا بازیکن دوتا نمیشه رد شه !!! ) وی به کار استادی ادامه داده استاد تحویل جامعه میدهد.( تولیدی استاد دارد )

- نیما نکیسا : میخواند و میخواهد. خبرهای رسیده هاکی یا حاکی از این است که وی درون لباسهایش جا خوش کرده است !

-علی منصوریان : رفت یونان و برگشت ایران و کچل شد و ماند.

-استیلی: یک گل به آمریکا زن و یک کمک مربی برای همه... پرسپولیس و تیم ملی ولی کمرنگ و گاهی بیرنگ.

کریم باقری- یک ژنرال آذری متداول و متداوم و راستی چرا اینگونه ؟ چرا پرسپولیس فقط؟

خدا داد عزیزی- یک غزال دائم المعترض !!! کسی که وقتی زیردست بود مسئول بد بود و حال که مسئول است زیر دستها بدند؟( وی هم اکنون رئیس سازمان فوتبال ابو مسلم مشهد است و میگوید بازیکنانش در پی دوربین هستند نه توپ) و باز معتقد است نا حقی میکنند و به تیم ملی دعوتش نمیکنند !!چرا به راستی و باز چرا اینگونه است ؟

علی دائی: یک جنتل من دشمن پرور ! یک مرد بیکار که هیچ چیز بلد نیست جز مهندس متالوژی ( اونم از یه دانشگاه در پیت به اسم شریف ؟؟ )دشمن خراب کردن .. ضد پروین ... عشق فردوسی پور ! کسی که میگویند( البته میگویند ) رئیس جمهور و مافیای فوتبال ایران است !! و البته تو کار مربی گری هم هیچی حالیش نیست جز بردن و باز گل زدن ... انگار تیمش جز صدر نشینی کار دیگه ای بلد نیست !!! اینکه نشد !!!

- اندی ؟ ... نه بابا اونکه بازیکن فوتبال ننیست (عذر میخواهم ) ...

از کسایی که تو اون تیم طلایی بودند همینا یادم هست ...

اگه یه نیگاه اجمالی عمیق که به اون بازیکنا بندازی و یه نگاه متفکرانه قاطیش کنی چیزی حالیت نمیشه ؟ اکثرا به نحوی هاشیه نشین شدند و قدرت ماندگاریشون کم بوده !!

هرچی زور میزنم میبینم بین اونا یکی هست که لنگه نداره . اصولی کار میکنه .. حتی وقتی سلطان شروع بع بدعنقی کرد باز اصولی کار کرد و سربلند شد!! جواب مخالفا رو هم با عمل و هم با حرف داده ... البته خیلی وقتا سکوت کرده ... وقتی یه بازی بد میکنه شروع میکنن به بدو بیراه و ایراد بنسی اسرائیلی گرفتن و جک درست کردن که فلانی لکنت زبون داره و پیر هست و ترک ...

هیچ فهمیدین چطور شد کریم باقری ژنرال به کریم خالی افت پیدا کرد ؟ علی اشکانی( کشتی گیر فرنگی کار ) رو چرا هی از تیم ملی فراریش میدن ؟ چرا تا آخر عمر عمران صلاحی رو نزاشتن کسی بفهمه یک آذربایجانی ( اردبیلی )هست ؟

تو انگلستان نژاد پرست زیاده ولی میگن ما تو اینرا همچین چیزی نداریم !!! درسته ما نژاد پرست پوستی نداریم ولی نژادپرست قومی ... شک دارم ...

دیروز باقری ... امروز دائی ... فردا هم شاید حسین رضا زاده ( وجه تشابه این ها رو بهتر از من میدونید ) شاید اگر رضا زاده عکس دوشتاشو تو مراسمات بالای سر نمیبرد و ... شاید حالا او هم یک دوپینگی حساب میومد ... مطمئنا اگر دایئ سیاست به خرج نمیداد و اصالت جنتلمنی نداشت امروز یه مغازه کفش فروشی داشت و ... و نه حریف پروین ( کسی که رکوردهاش با حضور دائی و سلطنتش باز هم با حضور دائی به خطر افتاد ) میشد و نه حریف مجریان صدا و سیما...

ایرانی جماعت قدر شناسه ( البته بعد از فوت طرف ) اما باید زدنه پرست بشه ... شک نکنید بع از 1000 سال که زبونم لال دائی فوت نمود یه لیگ میزارن به اسمش و هی راه به راه قدر شناسی میکنن و افسوس و صد افسوس میکنن که چه زود از بین ما رفت ...

در هر حال انشالله همه اینایی که من گفتم دروغ و خیالات ناشی از معایب فضایی مخیله ام بوده ...

نکته آخر دراین باب این سوال که : کدامیک میتواند دایی را از ایران فراری دهد؟( جدی بگیر این حرف رو )

1- جکها و اس ام اس های توهین آمیز    2- نیشهای برخی مجریها    3- قدر نشناسی مردم    4- همه موارد

دوستایی که الطاف فحاشی شون رو تو پست قبلی نثارم کردند میتونن باز فحشم بدن که هیچ ملالی نیست . عزیزنی هم که نکات ریز(ی که خودم هم ازشون خبر نداتشم ) رو از مطالب مربوط به انوشا استخراج کرده بودن رو دست بوسی میکنم ...

اونایی هم که پرسیده بودن چرا اینقدر فاصله افتاد بین پست قبلی و فعلی ( و البته نگران عملی شدن برخی تهدیدات بودند ) همین قدر بگم که تو خونه کار برش اتاق و گچ کاری و اینا بود من دسترسیم به نت کم بود و قدرت آپ نداشتم ( هنوزم همون وضعه ) اینم عکسش ( که البته خیلی خیلی بهتر از چند روز پیش هست ) و دلیل دیگه ای نداشت.

خروارها خروار

درود

+ حک شده در  شنبه 1385/08/20ساعت 22  توسط هاشیم  |  طنز کلی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


به نام سلام

((مواظب باش تند رفتی )) این جمله ای هست که اغلب شما تو نظراتون ( چه به صورت کامنت و چه به صورت آف و ایمیل و تلفن )نوشتین ... کاری جز تشکر از بنده ساخته نیست ... حتی کسایی که شرم و نفرین حواله من کردند هم تو این تشکر جای میگیرند. کسی هم که تهدید به هک وبلاگ و سوزاندن من هم کرده بود ظاهرا پشیمون شده ... اصولا هر مطلب شبهه انگیزی بازتابهای مثبت و منفی خاصی برای خودش داره . حالا خوب شد اون چهار خط متشکرانه از انوشا رو نوشتیم و الی به قول بهناز خانوم باید حالا فاتحه برام میخوندین

یکی از دوستام میگفت : از همون سطرای اول نوشتت سکس تو ذهن خواننده جاری میشه و ...

یکی دیگه از عزیزان گفت: با آب روی مردم بازی نکن !

یه نفر دیگه که زحمت کشیده بود و زنگ زده بود گفت : تو نمیترسی اینارو مینویسی ؟؟

و بقیه ... شاید اگه اینو بگم باز یه شبهه دیگه رو تو ذهن شما طنازها ایجاد کنم اما میگم آب که از سر ما گذشته ... ما جماعت جوون که به اسم دین خیلی بلاها سرمون در آوردن و دارن میارن و ما هم مطیع و سر به زیر داریم پیش میریم بدون اندکی ... یکی از این مسائل مسائل جنسی و به قول شما سکس هست . یه آماری بگم باقی با خودتون ... یکی از امکاناتی که گوگل داره اینه که میتونیم باهاش آمار بگیریم که یک کلمه چند بار و از کدوم کشورها و شهرها جستجو شده ... حدس بزنید کلماتی که تو مسائل جنسی کاربرد دارن چه آماری دارن ؟ از جزئیات که بگذریم از بین ۱۰ کشوری که بیشتر این کلمات رو جستجو کردن ۷ کشور اسلامی ( که ایران دومین هست ) در راس این هرم هستند ... تحلیلش با خودتون ... من و شمایی که محروم از مفاهیم مسائل جنسی هستیم بدیهی هست که وقتی چشم مون به یه جمله مثل این ((بلافاصله بعد از اینکه تزریقم رو انجام دادم آنها کمکم کردند تا لباس فضاییم رو تنم کنم )) می افته نا خداگاه ذهنمون دچار انحراف میشه و حالی به حالی میشیم !!!

فکر نمیکنید مسائلی که تو پست قبلی نوشته شده ( و البته بسیاری هم نوشته نشده ) بارها و به شکلهای گوناگون تو ذهن همه شکل گرفته بوده ؟؟ یه تفاوت بین نویسنده این مطالب  وغیر نویسندگانش هست و اون جرات بیان است !!! ( جرات بیان از زاویه دید کج اندیشهای فراوان جامعه ... همونایی که ۱۴۰۰ سال هست من و شما رو این جوری بار آوردند)

یک نکته دیگه یا بهتر بگم یه سوال دیگه : انوشا انصاری چه کاری انجام داده که من و شما نتونیم انجامش بدیم؟ ... به نظر شما سوار شدن در یک سفینه روسی و پیاده شدن در ایستگاه فضایی کار غیر قابل انجامی هست ؟؟ فکر نمیکنید که اگر من وشما به اندازه انوشا دارایی داشتیم نه تنها به فضا میرفتیم بلکه فضا را به زمین می آوردیم ؟( لطفا تا آخر بخونین و بعد فحش بدین)

انوشا در وبلاگ خودش این مطلب رو آورده : ((شما حاضرید چقدر برای تحقق رویاهای خودتون بپردازید؟ آیا ارزش اون رو داره که برای آن بمیرید؟ قیمت واقعی یک رویا راستی چقدره؟من جوابی برای این ندارم اما فکر می‌کنم پاسخ این پرسش برای هر کسی متفاوت باشه. خود من ، همیشه آماده بودم و هنوز هم هستم که زندگی خودم رو برای تحقق رویاهام فدا کنم!آیا ما حق داریم با پولی که بسختی به دست آوردیم چنین کنیم ؟ من فکر کنم این اجازه رو داشته باشیم! اما آیا این به معنی اونه که من نسبت به اونچه در جهان اطرافم می‌گذره بی تفاوتم و به اونها اهمیت نمی‌دم؟)) و در ادامه این مطلب رو میگه که ((من به بچه های گرسنه غذا نمی‌دم نه به این دلیل که گرسنگی اونها برام مهم نیست بلکه به این دلیل که غذا دادن به 100، 1000 یا 100 هزار نفر مشکل رو حل نمی‌کنه. در حالیکه یکی از ریشه‌های اصلی گرسنگی به مسائلی مثل خشکسالی و استفاده از روشهای غلط کشت و کار بر می‌گرده و شما می‌دونید که تحقیقات فضایی چه کمک عظیمی به ایجاد تغییر در شرایط کشت وازبین بردن آفت از محصولات کشاورزی می‌کنه؟ ))

میبینید چه حرفهای قشنگیه ؟؟ درسته خانوم انصاری اما متاسفانه در بسیار از اوقات نتایج حاصله از این تحقیقات صرفا در انحصار افراد متمولی همانند ... قرار میگیرد !!!

من و شما اختیار کامل رو داریم تا در مورد دارایی هامون هرگونه که دلمون خواست تصمیم بگیریم و دقیقا تفاوت انسانها در همین تصمیم گیری است و نه چیز دیگر !!! میتونیم فقط و فقط به خودمون فکر کنیم و یا به بقیه ...

ولی یه مطلب از کسایی که خوب میشناسیمشون :( علی دایی و سید محمد خاتمی )

هم دایی( که انواع جک ها رو ازش میگیم و میخنیدیم ) میتونست پولهاش رو به جای ساخت ورزشگاه و مدرسه و امور خیریه تو جاهای دیگه و برای آرزوهاش خرج کنه و هم خاتمی( رئیس جمهور اسبق ) میتونست به جای خرید آبروی ایران و پس اندازهای ارزی کشور به شیوه برخی ها شروع به کارهایی مثل تعریف و تمجید از بعضی ها و یا کارهای مردم دوستانه مثل تعطیلات بی خود و وامهای بدون دلیل بکنه تا هم محبوبتر بشه و هم ماندگار تو دل بعضی ها و نه اینکه دفتر کارش رو ببندن و اجازه خروج از کشور رو نداشته باشه ! اون هم میتونست به جای اینکه بنیان گذار گفتگوی تمدنها باشه تبدیل به یک معضل هسته ای بشه که نه راه پس داره نه راه پیش !!

کاریکاتور داییکاریکاتور خاتمی

در هر حال ... پست این دفعه زیاد به دلم نچسبید چون نه طنز بود و نه طنازانه ولی حرفی بود که گفته شد ...

در انتها اشاره میکنم به نظر دوست خوبم بابک که ( افتخار میکنم یک هموطن تونسته اونقدر خودشو بالا بکشه که از اون بالا بالاها به زمین پست نگاه کنه!! این برای انوشه انصاری یک افتخار و برای ما مایه سربلندیه.ایرانی قادر به انجام هر غیر ممکنیه و اینو ثابت کرده اما به شرط اینکه .. )

و مثل اکثر شما میگم : هاشم بعضی جا ها تند رفتی !!

+ حک شده در  جمعه 1385/08/05ساعت 17  توسط هاشیم  |  طنز کلی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


سلام

 

این انوشا انصاری رو که میشناسین ؟ همونی که یه ماه پیش رفت فضا و 11 روز بعد برگشت ... این از وقتی رفتا این حس من رو به خودش مشکوک کرد ... از خیلی جهات مشکوک بود ... اصلا همین که با 2 تا مرد غریبه میره فضا و یه تعارف الکی هم به حمید( شوهرش ) نکرده کلی جای حرف داره ... من خودمو خیلی نگه داشتم تا تو این ماه رمضونی هیچ حرفی نزنم ... شاید تهمتی بشه و روزه هامون از بین بره ...برای همین حالا که دیگه شوال اومده ( راستی عیدتون مبارکا باشه ) گفتیم سنگامونو وا بکنیم با این خواهر انوشا !!! البته تو این یک ماه بیکار نبودیم و کلی تحقیقات نا محسوس انجام دادیم  و با محاسبه های متععد اختصاصی بالاخره موفق شدیم از زیر زبونش حرف بکشیم و از لابلای حرفاش یه چیزایی دستگیرمون شد ... حال این شما اینم حاصل تحقیقات ما : (( نکته اینکه پیشا پیش از کراهت حرفا و مباحث پیش رو عذر خواهی میشود ))

 

- نامبرده ( انوشا انصاری اهل خراسان) به قصد و عمدا و از روی دشمنی مقارن با چند روز مونده به ماه رمضان عازم فضا شده تا از زیر روزه در بره ( اینو فراموش نکنید وی 16 سالگی ایران رو ترک کرده پس غلط میکنه مسلمون نباشه ) که این هم حکمش مشخصه باید شونصد تا فقیر رو آزاد بکنه یا شنصاد تا بنده رو سیر بکنه اگرم پیاز بود کفایت مینکه

- نامبرده ( انوشا ) با آنکه زن شوهردار می‌باشد در تاريخ 1385/6/25 به همراه دو نفر از کفار نامحرم به نام های ميشا و لوپز مدت 48 ساعت تمام را در مکان دورافتاده‌ای به نام کپسول فضايی بسر برده و گرچه شخص مذکور(همون انوشا ) وقوع هر نوع عمل خلاف شرعی را انکار می کند اما به مصداق آيه «والله يعرف مجرمين به وبلاگهم» ايشان در وبلاگ خود به همه ی اين اعمال شنيع اعتراف نموده و می نويسند: « سرانجام زمانی که در مدار مستقر شدیم تونستیم کلاهخودمون رو بالا بزنیم وکمربندها رو شل کنیم . لوپز دستکشش رو بیرون آورد و دستکش شروع به شنا کردن توی کابین کرد، من نمیتوانستم در تمام این مدت از لبخند زدن و خندیدن جلوگیری کنم... » بعدهم اضافه می کنند «چقدر دوست دارم همه بتونند چنین تجربه ای داشته باشند » که اين جمله اخير خود مصداق کامل ترويج فحشاء است. بعد هم می نويسد « شب اول همه ما خیلی خسته بودیم و به همین دلیل خوابیدن زودهنگام هیچ مشکلی برایمون نداشت » و کمی پائين تر اضافه می کند « میشا کیسه خواب منو برام اماده کرد.» خب زن مسلمان اگر هيچ نيت سوئی نداشته باشد رختخوابش را بايد يک مرد اجنبی بيندازد؟ عليهذا باز می گويد: « از مایک و میشا خواستم که این دارو را به من تزریق کنند» که بر همه واضح و مبرهن است که مثل همه اهل افساد اينها هم از زبان زرگرها برای عمل خلاف شرع خودشان استفاده می کنند. دليلش هم آنکه کمی بعد می نويسد« بلافاصله بعد از اینکه تزریقم رو انجام دادم آنها کمکم کردند تا لباس فضاییم رو تنم کنم ». خب اگر کسی قبلاً لباسش را در نياورده باشد آيا می تواند آن را دوباره بپوشد؟

همچنین وی در قسمت دیگری از از وبلاگ مستهجن خود میگوید:((بعد از مدتی تصمیم گرفتم از جای خودم بلند شم و لباس فضاییم رو در بیارم))

علی رغم اینکه وی( اهه همون انصاری ) بیش از این به درون کپسول ( تو بخوان کلبه فحشا) اشاره نمیکند ولی مبرهن است که چی به چی است.

بعد هم که می رسند به آن خانه ی فحشائی که با نام مستعارايستگاه فضايی دائر شده می نويسد:(( در این موقع جف و پاشا آماده بودند تا دریچه دیگر متصل به ایستگاه رو باز کنند و ورود ما به ایستگاه رو خوش آمد بگویند)) وی ( انوشا انصاری )ادامه میدهد:(( می دونستم که هنگام ورود ما به ایستگاه دوربینها اونجا هستند...!!!! ))خب چرا ايشان از دوربين صحبت می کنند؟ چون می دانند بايد چهار شاهد عادل شهادت بدهند که با چشمان خودشان ديده اند که .... استغفرالله ربی و اتوب عليه. خب اگر اينها قصد افساد نداشتند چرا رفتند به يک نقطه ی دورافتاده ای مثل ايستگاه فضايی؟ آن هم برای مدت يک هفته؟ مخصوصاً که آنجا هم دوتا مردکه ی نره خر هست که ماه هاست چشمشان به هيچ بنی بشری نيفتاده. خب، حالا می‌بينند يک زن بدحجاب آمده.وای وای ... دوتا نره خر بعد از چند ماه عزب بودن... استغفرالله ... به هر حال والله خير الماکرين. واقع این است که اينها رفتند به آسمان که نه گشت منکرات باشد نه ثارالله و نه هيچ بنی بشری. غافل که همان چهار مرد نکره ی حاضر در ايستگاه فضايی شهادتشان کفابت است از برای صدور حکم . و هرچند گفته اند چهار شاهد عادل ولی خب اگر اين چهار نفر عادل نبودند که جايشان در آسمان نبود.!!!

خوب من برای اینکه جای هیچ گونه شبهه ای رو باقی نگزارم با سند و مند و عکس و مکس هعه حرفام رو اثبات میکنم ...

از نگاه این عکس چیزی برداشت نمیشود جز اینکه : ((از بدو تولد رويای من اختراع يک نوع حجاب مثلا اسلامی تازه بود که ضمن پوشش کامل بدن بی نهايت مدرن باشد)) غافل از اینکه ما با هوشیم و این بهانه رو باطل کردیم و همه چیزا رو می کنیم .

 

 

 

نیگاه چقدر بد نیگاه میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچ برداشتی نمیشه از این تصویر ذاتا مستهجن داشت جز برداشت منفی که افکار پلیدی پشتش پنهان است... سیب میخوری ؟؟؟ حتما بعدش میگی سیب میوه بهشته ؟؟؟ فکر کردی خیال کردی ... پدرت رو به عذای مادر مینشونیم ...

 

 

 

بدون شهر

 

 

 

اینم بدون شرح

 

 

 

بعد هم همونطور که در این عکس می بينيد(عکس مخفیانه و توسط عوامل ما در کائنات گرفته شده) يک پشتک و واروئی میزنه که کلا استهجن داره  که البته از اين بابت از همه ی امت شهيدپرور تقاضای عفو می کنم. چون زن مسلمان بايد بدنش رو به هر شکل از مرد نامحرم بپوشونه اما وی نه فقط به اون چهار نفر که به همه ی 6 ميليارد ساکنان زمين نشون داد... اونم با این شوق و ذوق و ... ( شهدا ببخشین مارو )

 

 

 

اگه اینی که تن انوشا هست لباس فضا نوردیه پس منم همسر آقای الهامم !!!

 

 

 

بی غیرت رو میبینین چه جوری بغل کرده این اجنبی فضایی رو  .... الهی العفو ... الهی حمید ( شوهر نامبرده( اونوشا)  )دست پختت رو بخوره ...

 

 

 

من هیچ توضیحی ندارم ... فقط یه سوال مطرح میکنم ... چرا و به چه منظور میشا دستش رو به روی چونه اش میکشه و چی میخواد و چرا اونجوری نیگاه میکنه ... الهی انوشا زیر خاک بری که اینجوری با آب روی ما بازی کردی ...

 

 

 

و در انتها اینگونه ابراز شادی میکنند که ما تا کجامون بسوزه که ... 

 ( جدا شرمندم و از ماحمود و سرورش عذر میخوام ولی مجبور به این افشای تاریخی بودم )

 

 

البته من میدونم اگر این مطلب توسط افرادی مثل فاطمه رجبی( مشهور به فاطی اره) نوشته میشد بسیار تند تر و شنیع تر میبوده که ... خلاصه اینکه بنده برای انوشا تقاضای سنگسار در وسط ورزشگاه آزادی رو دارم و البته برای 4 نفر به اسامی لوپز-میشا-جف-پاشا نیز همین حکم رو درخواست میکنم اما به خاطر متواری شدن نام بردگان(جف-لوپز-میشا-پاشا )در فضا و نظر به اينکه سفينه های فضائی در حوزه استحفاظی کائنات واقع می باشند بدينوسيله اجرای حکم سنگسار آن چهار نفر توسط پرندگان محترم ابابيل را خواستارم.ضمنا این جانب مصرا خواستار پاسخگویی نامبرده(منظور انوشا انصاری است )میباشم . امیدوارم از خود دفاع کند.

(نکته: طرح اولیه این مطلب از سایت فیلتر شده دوات گرفته شده است )

 

حالا جدای از شوخی از اینکه یه خانوم ایرانی رفته فضا و اونجا هم کشورش رو یه طرف و بقیه دنیا رو یه طرف قرار داده خوشحالم و احساس غرور میکنم... این مطالب هم از زاویه دید بعضی کج اندیش ها بیان شده که بهتر میشناسینشون ... هدف خنده در این روز عزیز بود و بس ... اینم آدرس وبلاگ رسمی و فارسی انوشا انصاری ایرانی  http://www.anoushehansari.com/persian/blog.php

 

حرف آخر :

چند ساعت پیش آقای صدا و سیما اعلام کرد که خانم دولت از 3شنبه تا شنبه رو تعطیل رسمی اعلام کردند ... به کدام دلیل و منطق من خر نمیدونم ... یعنی اینکه ما اونقدر به موقع و منظم بودیم که توی شش ماه 2 روز اضافه آوردیم ؟؟ ایول به این دولت... ساعت ها رو جلو نمیکشیم که ملت خوش باشن ... بعدش ساعت کار بانکها و ادارات رو تغییر میدیم که ... بعدش میگیم غلط کردیم و اشتباه بود ... الهی فرجی رسان ...

عیدتون مبارک نماز روزه هاتون قبول ... بدرود

 

+ حک شده در  سه شنبه 1385/08/02ساعت 1  توسط هاشیم  |  طنز کلی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin