سلام...
هفته پیش از ۴ شنبه تا شنبه رامسر بودم . همراه تعدادی از خانومای دانش آموز سما برای شرکت تو جشنواره پژوهشی دانش اموزان سما اونجا بودیم . بچه ها سر این تحقیقشون حدود ۷ ماه بود که کار میکردن ... انصافا هم مقاله جالبی شده بود در مورد بیوتروریسم بود ... ترور زیستی ... اما چون توش بیو ( زیست ) داشت گذاشته بودن تو بخش زیست شناسی ... خوب معلوم هست که وقتی یه مقاله سیاسی اجتماعی تو بخش زیست شناسی داوری بشه چه بلایی سرش میاد ... خلاصه سرتون رو درد نیارم حیف شد ... بیچاره بچه ها خیلی ناراحت شدن حقم داشتن .. این وسط من شمرنده شون شدم باید بیشتر دقت میکردم ... شانس دیگه کاریش نمیشه کرد ... از شانس اینو براتون بگم و تمام کنم که ۲ماه و نیم بود رامسر بارون نمیومد ... درست چند ساعت بعد از ورود ما ۷۲ ساعت یه ریز بارون اومد و بیچاره بچه ها حبس شدن تو اردگاه ( شهدای هفت تیر ) ... کاریش نمیشه کرد قدیسیم دیگه هرجا میریم برکتی چیزی با خودمون میبریم
از کجا معلوم شاید جد این فاطمه رجبی ما رو گرفت !!!
اما تواین سفر با یه سری از بچه ها هم آشنا شدم ( یکیش همین آقا آرمان که تو پست قبلی کامنت گذاشته و تو جشنواره هم دوم شدن ) که خودش خیلی .. همگی دوستای خوبی بودن ... ![]()
ذوق نکنین بازم عکس میزارم با کلی توضیح :
اردوگاه شهدای هف تیر رامسر

همون اردوگاه ( دقت میکنید چه جای جالبی بود ؟)

گروه سرود دبستان سما ( رشت ) اونقدر خوب خوندن که نگو

اینم شوفرمون بود ؟؟؟
تازه من بوق هم زدم !!![]()

ختم کلوم![]()
+
حک شده در پنجشنبه 1385/06/23ساعت 1 توسط هاشیم
|
یه سوزن به خودم
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
سلام میگیما ... این بحث ظرفیت رو من هم ول کنما این بعضیا ول کن نیستن ... نمیدونم چقدر به این اخبار روزمره اهمیت میدین !!! شنیدین تازگیا همسر سخنگوی دولت چیا گفته ؟؟ فاطمه رجبی ( همسر مثلا محترم سخنگوی دولت ) که ۱۰۰۰ ماشاالله ید طولایی در سخنوری اراجیف دارند و در نهایت تعجب همه این حروفات رو پشت سر هم در تخریب رئیس جمهور اسبق ایران ( که ۲۳ ملیون رای پشت سرش بود و هست ) ردیف میکنه ... ایشون در تازه ترین بافتنی شون به جهت دعوت سید محمد خاتمی به امریکا ( برای سخنرانی هایی که عمدتا در راستای گفتگوی تمدن و حقوق بشر هست ) بعله به این جهت درخواست نمودند که رئیس جمهور اسبق خلع لباس شوند!!! با با ایول به غیرتت !! ایول به تعصبت آبجی !!! سخن تمام ... نکته و حرف سیاسی مهمی که اینروزها تو کشور جولان میداد سفر رئیس جمهور جیبوتی به کشورمون بود ... یه نقشه با مقیاس مناسب بدین من این کشور رو علامت بزنم ... بالطبع نکته ای هم که قطعا و در این راستا طی روزهای اینده اخبار کشور رو تحت الشعاع قرار خواهد داد سفر ۴ روزه من به رامسر هست ... ! امری نیست ؟؟ ذت زیاد !!!
عجیب اینجاست که ای ن خواهرمون هی خودش رو به رئیس جمهور فعلی میچسبونه و متعصبا از ایشون طرفداری میکنه ولی جالب اینجاست که اقای احمدی نژاد فعالیتهای وی رو مستقل و غیر متعصبانه میدونه
... عجیبه والله ... لطفا یکی به ایشون بگه که خوهر ظاهرا محجبه ... شما با اهانت به اقای خاتمی به تک تک اون ۲۳ ملیون نفری که به ایشون رای دادن اهانت میکنی ... ای کاه یه ریزه از او حجاب ظاهرت رو توی مغزت و فکرت هم داشتی تا این گند کاری ها رو بالا نمیاوردی ... یه چیز جالب اینکه روزنامه اکیدا راستی که بارها از فاطمه رجبی حمایت میکرد هم اینبار شاکی شده و تو یکی از مقاله هاش نوشته : خواهر فطمه رجبی عاقب نه چندان خوشایندی در انتظارت هست !!!![]()
![]()
![]()
+
حک شده در چهارشنبه 1385/06/15ساعت 1 توسط هاشیم
|
نیش 30 یا 30
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
یکی نیست به ما ۸ نفر بگه آخه نونت نبود آبت نبود کوه رفتنت چی بودآخه ؟؟ هان ؟ اونم نه کوه الکی و گوچولو ... نه ... نه .... سبلان !!!! و در کمال تعجب ۲ روز رو سبلان بودیم .. البته به لطف بابک عزیز که کلی مارو تحمل کرد ... ساغولاسان سنی بابک قارداش ... خلاصه اینکه صفا شد فراوون و جاتون خالی ... درسته کلی اذیت شدیم و سختی کشیدیم ولی ... ولی اینکه بنازم قدرت خدا رو ... مخلص کلوم اینکه بسته پیشنهادی من برای کسانی که سبلان نرفتن اینه که اول این عکسارو نیگاه کنین و بعدش حتما حتما برید سبلان رو از نزدیک ببنین ... عالمی داره به خدا ... اما اگه حوصله داشتین و عکسارو نیگاه کردین به این توضیح ها هم توجه کنین : عنوان صعود : صعود مردان لیمویی !! نام گروه صعود کننده : (( برادران دولومیر )) زمان صعود : ۳۰ و ۳۱ مرداد ۸۵ ساعت فتح قله : ۹:۲۵ روز دوشنبه ۳۱ مرداد اسلمی صعو کنندگان : بابک. شاهین . حمید. بهنام. رضا.نادر. سعید و ... من ... تصاویر : ۲۳ عدد (( استفاده از تصاویر با ذکر منبع ( وبلاگ طناز ) بلامانع است )) سبلان (( سومین قله زیبای جهان )) صبح روز یک شنبه - گروه دولومیر شال و کلاه میکنند کل گروه دولومیر منهای من ( عکاس : من ) اندکی خورشید گرما رو میکند !! گروه گشنه شده و صبحانه می لمبانند!! یادتون که هست ؟ من عقده عکس تکیم !! به هر مصیبتی بود رسیدیم پناه گاه خورشید پشت سبلان پنهان میشود( ایول خورشید ) مقداری از دولومیر ها به خواب میروند ومقداری دیگر عکس تکی و جفتی می اندازند در کمال تعجب صبح میشود و ما با چشمان بابک به راه می افتیم ... خورشید هنوز خواب است ( خورشید عکس ۰ ) خورشید را هم بیدار میکنیم ( خورشید عکس ۱ ) خورشید عکس ۲ خورشید عکس ۳ دریاچه های اطراف سبلان بی تاب میشوند و خودی نشان میدهند گروه به قله نزدیک و نزدیک تر میشود اما خود باور ندارند ( خوب قیافه ها رو نیگاه کنین ) سنگ و سنگ !!! چه کسی فکر میکند آن پشت یکی از بی نظیرترین دریاچه ها باشد ؟؟ ایجا دیگر خستگی را حس نمیکنی ... زیبایی و زیبایی .. هیچ کجای دنیا این صحنه پیدا نمیشه عکس یادگاری ... شاید دیگر فرصتی نباشد منم عقده عکس تکی ... اون صحنه مستحجن پشت سرم رو نیگاه نکن خواهرم ..زشته ... دریاچه خالی و هنوز پاک و بازگشت مجدد به پناه گاه و بدرود سبلان پایان فقط یه چیزی ... اگه یه روزی رفتین سبلان یا هر کوه و دشت دیگه ای ... سعی کنیم با او مهربون باشیم و کثیفش نکنیم ... ( وای چه قدر که من محیط زیستم )























+
حک شده در چهارشنبه 1385/06/01ساعت 0 توسط هاشیم
|
یه سوزن به خودم
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: