آقایون تا کی ؟؟؟ خانومها تا ابدیت ؟؟ من و کلیه طنازیها بر آنیم که این سوالات را جواب بدهیم ... آقایان خانومها ... برادرا و خواهرا ... بیاید برای جامعه خود مفید باشیم ... باور کنید خیلی سادست ... خیلی راحت تر از کشتی گرفتن با ای اس ام اس ها ست ... همین چند روز پیش یه اس ام اس رو یه جای خوندم که پرسیده بود : کدام یک از ماه های زیر شهرالرمضان نامیده میشود : ۱- مرداد ۲- آگوست ۳- ربیع الاول ۴- هیچکدام آخه مردک ( و شاید زنک ) این انصافه که شما با وقت مردم را با این اراجیف بگیری ... خوب گفتن که تکنولوژی وسیله خوبی ولی افتاده دست ناخلف ها .... کلیه این عوامل باعث شده که من دست به دست خودم بدم و یکسری از سوالات کار ساز و گمراه کننده بشریت رو مطرح کنم و به کمک هم اندیشی شما عزیزان به ایجا جواب بدیم تا مشتی محکم و لگدی اساسی به دهن این استکبار بزنیم .... برای اینکه حول نکنید اول یه سری سوالات سبک مطرح و در ادامه بحث سوالات اساسی تر به معرض همه پرسی قرار داده خواهد شد .سوالات از این قرار است ( در طی مدت خواندن سوالات همواره این نکته را مد نظر داشته باشید که این سوالات هم در ذهن دوران کودکی شما و هم در ذهن کودکان فعلی همواره پنهان مانده و حتی گاهی سرکب شده اند ) : الف- نمونه سوالات بین المللی: ۱-در صورتی که از اسم کوچک شنل قرمزی صرف نظر کنیم نام فامیلی نامبرده چه بوده است ؟ ۲-پدر شنل قرمزی موقع عزیمت نامبرده به درون جنگل کدام گوری بوده است ؟ ۳- سیب معروف نیوتن چه رنگی بوده است ؟( سبز ؟ زرد ؟ سرخ ؟ پیوندی ؟ ) ۴- اسم برادر نا تنی هانسل و گرتل چه بوده است ؟ ۵- هانسل با کدام یک از دخترانی که بعدها به صورت مشروع و نامشروع ارتباط داشت ازدواج کرد ؟ ۶- انیشتن در کدام حمام عمومی موفق به کشف مهمترین کشفش شد ؟ ب - نمونه سوالات داخلی : ۱- اسم کوچک چوپان دروغگو چه بوده است ؟ ( چرا اینو هیشکی نمیگه که ما اون اسم رو رو بچه هامون نزاریم ؟؟ هان ؟ ) ۲- شیر گاو حسن در زمان گذشته کیلویی چند به فروش میرفته است ؟؟ ۳- اسم پدر شخصیت معروف انیمیشن معروف به پسر شجاع چه بوده است ؟؟ ( پدر پسر شجاع ؟؟ و یا شاید شجاع ... که به پسر میگفتن پسر شجاع ؟ ) ۴- بوعلی سینا روزی چند بار رفع حاجت می نمود ؟؟( نگین سوال بدی هست چون پاسخ این مساله باعث الگوسازی در بین جوانان خواهد شد ) ۵- فاصله زمانی و جغرافیایی منزل ابوریحان بیرونی به ترتیب با منازل: حافظ . علی دایی . گراهامبل . الیور تویست چه قدر بوده است ؟؟ ۶- چرا خشگلها و زشتها با هم نمیرقصن ؟؟ هان ؟؟؟ تا حالا به این سوالا فکر کردین ؟؟؟ ما بی صبرانه منتظر پاسخها اندیشمندانه شما نخبگان هستیم ...
آری تا کی باید سوالهای شما و جهان بی جواب باقی بماند ؟؟؟ هان ؟؟ به کدامین دلیل کودکان امروزی باید گنگ .. خنگ ... گاگول ... احمق ... نفهم ... ( بیننده گرامی شما هم اکنون فوران کلمات رکیک در طناز را شاهد هستید) بار بیایند ؟؟؟ به من بگو جوابمون چیه ؟؟؟ من از همین تریبون اعلام میکنم من نخواهم گذاشت که اینا اینگونه بار بیایند !!! ( کفگیر !!!! ) ![]()
سلام قانا ... الله اکبر ... باز هم قانا ... خیلی وقت بود فاجعه قانا تو سال ۷۵ ذهنم رو مشغول کرده بود ... اما هنوز به نتیجه نرسیده بود که امروز ... امروز صدای قانا ...نه ببخشید سمفونی قانا همه رو تکون داد ... میتونم بگم خیلی هارو کر کرد !! سمفونی قانا سمفونی مظلومیت لبنان بود ... هم سال ۷۵ و هم حالا ... سمفونی نفرت اسلام از بی عدالتی ها ... الله اکبر ... ای کاش اینبار ( نه مثل جنگ عراق و ... ) صدای اعتراض ها و تظاهرات جهان بتونه آتش این جنگ رو خاموش کنه ... ای کاش سازمان مللی نبود ... ای کاش هیچ ساختمان امنی برای بچه ها ساخته نمیشد که اونا بهش اعتماد کنن این جوری حد اقل تعدادی از اون بچه ها زنده بودن ... بچه هایی که باید شیر پر محبت مادر را در دهان مزمزه میکردند افسوس که دهانشان پر از خاک شد ... چشمهایی که باید روشنایی خورشید را میدید به سیاهی قبر زل زده اند و قلبهایی که باید برای عشق میتپیدند امشب لخته لخته های نفرت را حبس کرده اند ... امروز قانا نه یک روستا که نمادی از اسلام است ... اسلام چیزی نیست جز من و تو ... اسلام بدون ما هیچ است و ما بدون اسلام چیزی میشویم مثل آنان که امروز قانا را به خون کشیدند ... اسلام برای بار اول نیست که اینگونه مظلوم واقع میشود ... بار آخر نیز نخواهد بود ... ای کاش این موشک ها به جای کشتن عشق میکاشتند ... ای کاش میشد دوستی حمل کنن نه نفرت ... خدای من !!!دنیای خسته کننده شده... چیزی که دلمان را به آن امید وار کنیم نیست ؟ آه روز موعود ... آه ای موعود ... آه ای ... کجایی منجی جهان ... یا مهدی ادرکنی برای دیدن تصاویر بیشتر به این ادرس http://www.doulaty.net/labnon/4/ مراجعه کنید.


+
حک شده در یکشنبه 1385/05/08ساعت 23 توسط هاشیم
|
چیزای دیگه
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
سلام
نمیدونم تا چه حد به این نینی کوچولوهای اطرافتون توجه میکنین! خیلی عجیبن به خدا ... وقتی به اینا نیگاه میکنم این سوال به ذهنم میرسه که : یعنی منم یه زمانی این شکلی بودم ؟؟؟ این قدی بودم ؟؟؟ منم ... خاله ها و عمه ها و داییها و عموها ( که الهی قربونشون برم و بالعکس یه عده بچه سرتق هم هستن که باید ادب بشن ...مثلا یه سگ دوبرمن رو آموزش بدی که گاز نگیره و وقتی به این بچه سرتق ها رسید بره جلوی صورتشون و دهنش رو با سر و صدا باز کنه و ببنده ... یک حلی میده گریه این بچه سرتقا حالا این تفکرات از کجا ناشی شد ؟؟ از اونجایی که خونه ما هیچگونه تفاوتی با برخی کاروانسراهای دوره قاجار نداره ( و طبعا مامنمون هم مدیریت این کاروانسرا رو بر عهده داره ) اگر یه خورده حوصله داشته باشی و البته وقت میتونی در عرض ۷ یا ۸ ساعت همه رقم انسان مونث رو تو خونه ما شاهد باشی ... نمونش همین امروز ... ظهر که اومدم خونه دیدم در حیاط باز هست و در اختیار هرکسی که وارد بشه ... یکی از مهمانان عزیز از فرط خشوحالی دیدن والده گرانقدر ما یادش رفته بود در رو ببنده و چیزی حدود ۲ ساعت دروازه خانه ما طاق باز به روی اهل محل و رهگزران باز بود ( ای ول فصاحت جمله ) و بدیهی است که من به علت شدت احترامی که به والده دارم تو بگو یه کلمه گله کردی هاشم ؟؟ تو بگو اصلا به روی خودت آوردی هاشم ؟؟؟ نه والا ... غرض از گفتن اینا و ربط دومطلب نینی کوچولوها و مهمونای مامان این که دیروز عصر وقتی اومدم خونه دیدم خدای من یه مینی دختر !!! از پله های خونمون داره میاد پایین !!! یه دختر شیرین با لپای گلی و دهنی که داشت شیرینی میخورد و چشمای آلبالوییش ... اوف که باید از نزدیک میدیدینش ...به زور ۴ سالش می شد... گیر داده بود به من که تو تا این وقت شب کجا بودی ( باور کنین دفعه اولش بودا منو میدید ) میگفت : شندیدم مامانتو اذیت میکنی ؟؟ من که خودم تو بلاغت کلام و کم نیاوردن شهره عام و خاصم جلوی شیرین زبونیهای این دختر کم آوردم ... حالا عجالتا عکسای این دختر رو که دور از چشم مامانش ازش گرفتم داشته باشین تا ادامه رو داشته باشم ... نه مرگ من نینی دخمل به این باحالی دیده بودی ؟؟؟ اگه دیدی عمرا اسمش نگین بوده باشه ... یادم باشه یه بار این ماجراهای مهمونای مامانم رو براتون تعریف کنم ... فعلا که من تو بحر خکشلی و نازی این مینی دختر هستم .... عکس اینجوری داشتین برام بفرستینا ... خوشحال می شم ... راستی یه چیزی موزیک وبلاگ رو هم به احترام بعضی ها که گله کرده بودن ... و علی رغم میل باطنی برداشتم ... با بای
) که میگن تو نه تنها کوچولو بودی بلکه خیلی شیرین و خوش سرو زبون و البته شر !!! هم بودی ... البته اینا رو نباید جدی گرفت چون هرچی باشه فامیلن دیگه نمیان بگن که : اونقدر بدریخت و نقنقو بودی و بوی چیز میدادی که نمیشد به ۳ متریت هم نزدیک شد !!! ولی هرچی باشه کلی سر روحیه اومدم با این حرفاشون ... البته یه سری بچه هستن که به درد شوت کردن هم نمیخورن ... لوس و ننر و بد عنق ... اه اه ... ![]()


![]()
+
حک شده در یکشنبه 1385/05/01ساعت 23 توسط هاشیم
|
یه سوزن به خودم
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: