تبليغاتX

طناز
 

طناز

 

 

قلب

سلام کردم نگین بی ادبه ... هرچند سلام نگم هم شما که همچین چیزی نمیگین ! میگین ؟؟؟

آقالار خانیم لار  ... سنی ابالفضل بیز نیلیک ؟ ( ترجومه : آقایون خاونوما ... شما به ابالفضل ما چیکار کنیم ؟ ) نه واقعا چیکار کنیم ؟؟ بشینیم یا نشینیم ؟؟؟ آقایون خانومها ... ببندیم یا نبندیم ؟؟؟ درست بدیم یا زیاد بدیم ؟؟؟ ها ؟؟ نه واقعا ها ؟؟ من که موندم !!!

وقتی میشنی میگن نشین ... وقتی میبندی میخندن ... وقتی درست میدی اخم میکنن ... وقتی هم که زیادی میدی میگن خوب درست میدادین ... عجب روزگاریه ها ... نه شما بودین چی کار میکردین ... برا همینه میگم که ملت اسیرند ... منتظرم که بگین چیکار باید کرد ....

وااااایییییییییییی خاک عالم نگفتم جریان چیه ؟؟؟ اوه اوه ... فکر کردم میتونین حدس بزنین اما نه .. خیلی خوب نگین که این  دیونه شده ها نه اینجوریا نیس ... باید به مختون فشار میاوردین ...

ماجرا از این قرار هست که حدود ۱۰ روزه که اسیر شدیم همگی ... این تاکسی و قوانین جدید رانندگی رو میگم ... آقا این جلو رو تکی باید نشست یا دوتایی هم میشه ... آقا این کمربند رو ( کمربند ایمنی میگم آی کیو چرا دست میندازی به کمرشلوارت ؟ ) مسافر هم باید ببنده یا نه ؟؟ اگه اولی رو میشه دوتایی نشت پس دومی عملا میشه نه ... چون این کمربندها رو تکی هم نمیشه بست چون تنگی شکم و نفس میاره ( نخصوصا اگه تاکسیش مال عهد بوغ باشه که رانندش بند کیف بچش رو بسته اونجا ) تازه خنده دار هم میشه و عوارض اخلاقی هم داره ... چون ملت خوب فحشایی نثار کله گنده ها میکنن . کلا البته ... هرکی که یادشون بیاد فحش میدن ... نگین که اینطوری نیست ... ( یادم باشه یه مورد هم در مورد این فحش بگم ) اگرم که جواب اولی تکی هست و دومی آره باید بگم حیف اون کمربند ( اهههههههههههه باز که دست بردی به کمربند شلوارت !!! ) نیست که به خاطر ۳۵ تومن ناقابل باید روزی شونصد بار بازو بسته بشه ؟؟ اگرم اولی تکی سهت و دموی هم نه ... ملت رو مسخره کردین ؟؟ قبلانا که اینجوری نبود ... اگرم که دومی و اولی اختیاریه ... پس ایول به ولت وولی به ووولت ... اینو از اول بگین که ما اسیر و سردر گم نشیم ...

در مورد درست دادن یا زیادی دادن هم که به قوانین رابطه ای نداره وقتی کرایه رو درست میدی راننده یه جوری پولت رو رو داشبورد ( درست گفتم ؟ منظورم فاصله ما بین فرمان و شیشه جلو هست ... اخه ما ها که ماشین نداریم این جور اصطلاحات تخصصی رو با هاش بیگانه ایم ) آره یه جوری میندازه اونجا که از ۲۰ تا ( دقیقا ۲۰ تا ) فحش هم بدتره ... وقتیم زیادی میدی که بدیهی هست  یارو با خنده پول رو میزاره پیش بقیه پولا و از بقیش هم که  خبری نیست عمرا ... اگرم اعتراض کنی میگه : پول خورد نداشتیم .. شما اگه داری درست بده کرایت رو .... اینجوریاست که ملت دق میکنن دیگه ... تازه اینو هم بگم که اصلا این فکر رو نکینین که خدای نکرده کرایه رو کم بدینا نه اصلا حرفش رو نزنین .. میدانی چرا ؟؟ چونکی در این حالت پشت سرت فحشایی میدن که ۱۳ بار بدتر از اون ۲۰ تا فحش هستش ... ها اینجوریه ...

متوجه شدین چی گفتم ؟؟؟ هی اولی و دومی شدش ... یه بار دیگه با هم بخونیم شاید منم یه چیزی فهمیدم از گفته هام ...

آهان اما در مورد اون فحشی که گفتم یادم بشه بگم ( تازگیا و البته جدیدا من به فحش علاقمند شدم ... بد آموزی و اینجور حرفا نداریم که داریم ؟ ) ... دیروز تو تاکسی بحث این جریمه شد راننده بهم گفت : کوجایه کاری اخوی اینا همش نقشه است برای پول دراوردن ... من میدونم جریان نمنه دی ( جریان چیه ) یکی از این افسرا با رفسنجانی !!!!! قرارداد بسته که ؟آقا من بهت یه میلیارد میدم عوضش تو کاریت نباشه ... بعدش از این چنمد میلیاری که میگیره یه میلیاردشو میده به رفسنجانی و کار تموم ... مگه نه مهندس ( منو میگفتا مهندس ) ... نه این وسط رفسنجانی چیکارست ؟؟؟ ( من طرف دارش نیستما نه .. ولی خدایشش به اون ربطی نداره ) از کل حرفای راننده فقط آخرین جملش ( مگه نه مهندس ) به دلم نشست !!

پایدار باشین حتما  

قلب

+ حک شده در  پنجشنبه 1384/08/26ساعت 18  توسط هاشیم  |  طنز کلی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


هلو علیکم ... خوبید که ایشالله !!!

تاحالا کلمه ظرفیت به گوشتون خورده ؟؟؟ ظرفیت یه چیزیه مثل کیفیت یا خریت !!! اما بار مثبتش بیشره ... اینروزا هرکی ظرفیتش بیشتر باشه بهتره .. البته بهش جنبه هم میگن ... خیلی خوب میشد که رو هر کسی یه برچسب میزدن و مثلا مینوشتن :

برچسب ظرفیت :

ظرفیت شوخی ......> ندارد

ظرفیت احترام .......> دارد

ظرفیت پولداری .......> ۱۰ میلیون  

ظرفیت ریاست ........> عمراْ

( من ریاست جمهوری گفتم ؟؟ )

و ... بقیه شاخصها ( آووو چه کلمه ها ... )

مثل این آقا که ظرفیت همه جوانب  گاو بازی رو داره !!!

میگن قبلا نا که بلیط بخت آزمایی یا همون لاتاری ( که اعلان اصلا همچین چیزی تو کشور نیست ) میفروختن یکی ۵۰ هزار تومن ( به پول اون زمون ها که میشه ۵۰۰ ملیون اعلان ... برنده میشه ... دوستاش میگن که این خبر رو چه جوری بهش بگیم که یارو سکته مکته نکنه ... یکیشون میگه از یه روانشناس کمک بگیریم ... قرار میشه که روان شناسه آروم آروم ماجرا رو به طرف بگه ... بهش میگه : اگه ۱۰۰ تومن برنده بشی چیکار میکنی ؟ یارو میگه : موتور میخرم ... اگه ۱۰۰۰ تومن بشه چی ؟ میگه : ماشین میخرم ... آگه ۵۰۰۰ تومن باشه چی ؟ میگه دوباره زن میگیرم ( اون گفته ها به من مربوط نیست ) ... اگه ۵۰ هزار تومن باشه چی ؟ یارو میگه : نصفش رو میدم به تو ... تو این حالت روان شناس پس میفته و از خوشحالی در جا تموم میکنه ... !!!!

این یعنی بی ظرفیته خنگ ... که نوعی از خالی بودن ظرفیت هست ... واقعا ظرفیت هم خوب چیزیه ...

اینروزا تو یه کشور متمدن یکی رئیس یه قوه ای شده یه عده دیگه دارن از ذوق و خوشی میمیرن ... اصلا به من چه که هی قربون صدقش میرن و میگن که این اونیه که ما میخواستیم و قبلیه چیز بود ( این چیز از اون چیز قبلیا نیستا ) در حالی قبلیه رو یه دنیا قبولش داشتن که هیچ ... بقیه رو خودتون بگین خوب این که نشد که من همش بگم که ( چقدر که گفتم )

البته بحث در مقوله ظرفیت سر دراز دارد آما همش که گفتنی نیست!حالا بینی و بین الله شما با ظرفیتین یانه ؟؟؟ من چطور ؟؟

آهای اونایی که نظر دادین و نظر خواهید داد  : الهی چشم نخورین ( بناگوش بخورین )

بای تا های

 

+ حک شده در  شنبه 1384/08/21ساعت 22  توسط هاشیم  |  اندر احوالات ماحمود مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


جدا سلام عرض میکنم بچه ها ... نه جدا سلام عرض میکنم ... ارادتمند هم هستیم ...

راستییییییییییی   عیدتون هم مبارک ...

 به خوبی و خوشی این ماه رو هم سپردیم به خاطره ها ... من فکر میکردم این ماه رمضونی من فقط تموم میشدم نگو شما هه از منم بدتر بودین !!!! ۵ تا نظر ؟؟؟ با با دست مریزاد !!! هرچند برخی افراد معلوم الحال مثل شاهین کربا چی چی چیان ( داداش شهاب و نگار چی چی چیان و خود همین  ) یا بهنوم ذکتی فر و نرگس ابری ... و سحر یع ... و بقیه دواست ( جمع دوستان ) میان و نظر نمی نویسن اما خوب خیلیا عقلشون به گوش و چشمشون !!! چرا گوش ؟؟ خوب معلومه ... عده ای از دواست که به نت مدروس ( یه نوع دسترسی ) نیستن تعریف وبلاگ طناز رو از اونایی که مدروس هستند میشنون و خوب دیگه حاشا و کلا که چی فکر میکنن در باره ۵ تا نظر !!! تازگیا شندیم صهیونیزتیسم ها میخوان تلافی هرفای محمود ( استاندار اثبق ! اردبیل ) رو سر من خالی کنن ... آخه به من هشدار دادن که چرا تو باون رفیقی ... خوب هستم که هستم ... حالا چرا دق دلی تون رو سر من خالی میکنین ... اصلا ولم کنین میخوام حال اسرائیل رو بگیرم ... اصلا نه تنها اسرائیل باید محو بشه بلکه باید تحریم هم بشه ... حالا که با من لجن ( لجن گیاهی نه ها لج هستند ) منم میگم دیگه به اونا فرش نفروشن که هیچ نمیزام یه قطره نفت هم بهشون برسه ... آخی دلم خنک شد ... خیلی خوب ۳۰یا۳۰ کاری بسه ... بریم سراق دشمنای طناز ... این نظر رو تو نظرات دیدین ؟

بسمه تعالی
از:س سایت بلوگفا
موضوع: تقدیر و تشکر
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما بلاگر عزیز.به دلیل بالا بودن تعداد نظرات در وبلاگ
شما وپایبند بودنتان به قوانین بلوگفا تقدیر و تشکری از سوی این سایت از شما به عمل می آید.
به همین منظور برای دادن فضای بیشتر و بالا رفتن تعداد پست ها سایت بلوگفا (اسم کاربری و کلمه عبور)
را به ایمیل خصوصی شما فرستاد.
لطفا برای تایید سلامت ایمیلتان (نام کاربری وکلمه عبور) را به پست الکترونیکی blogfa_link@yahoo.com بفرستید.
www.blogfa.comباکمال تشکر

انصافا منم مثل بقیه وقتی اینودیدم حسابی ذوق کردم که بابا طنازم یه سری تو سرا در آورده ... اما خوب من یه فرقی با بقیه باید داشته باشم یا نه ؟؟؟ یه خورده که درکی کردم ( کاراگاه درک ) ملتفط !! شدم که این کار یه ناکار هست که میخواد بگه هکرم !!! عمرنات پتاسیم داداش یا آباجی ... ما درسته آی کیومون ۱۲۷ هست اما دیگه گوگول که نیستیم ... بچه ها شمام دقت کنین متوجه میشین که چرا من اینو میگم ... یعنی بلاگ فا اینقدر خنگول و خاخول هست که سایت خودش رو بزاره و تو یاهو ای میل وا کنه .... حالا این به کنار .. دیگه نباید اینقدر چیز ( بد ترین فحش تو دلتون ) باشه که بگه ( دهنتون رو کج کنین و بخونین اینو ) یوزر نیم و پسوردتو بفرست که ... خلاصه درسته که طناز وبلاگ خوبی هست ( به استشهاد خیلیا ... مثل شما ... بچه ها ... دوستان ... همسایه ها ... تایمازی ها ... سربازا ... کربا چی چی چیانا و ... ) اما اینقدر حول نیست که ... منم یه ایمیل به همون ای میل زدم و گفتم که :

بسمه تعالی

از: وگ ( مخفف وبلاگ ) طناز

موضوع : خودتی

با سلام خدمت شما هکر مریض  به دلیل فاحش بودن سوء نیت شما و همچنین جهت  اهداف پلیدی که در سر داشتید ضمن نثار چندین فحش آب دار ( البته غیر خانوادگی ) به عرض می رساند چیز ( توضیح در بالا ) خودتی ...

درضمن رونوش همین نامه به سایت بلاگ فا ارسال میگردد . در پایان به خاطر پرکردن صفحه نظرات و ارائه سوژه برای خوانندگان طناز از شما مشتکشرند .

با تشکر

طناز زبله

www.tannas.blogfa.com

حال کردین ؟؟؟

این نظر رو چی ... دیدین ؟

سلام به شما . امیدوارم خوب باشین.( مهدی )

بعدشم آدرس سایت مهدوی کیا رو نوشته
www.mahdavikia.de !!! شما جای من بودین چی کار میکردین ؟؟؟ ( این دو تا نظر رو مقایسه کنین بعد )

آقا اگه مهدی مهدوی کیا هستی ما مخلصیم .. طنازم مخلصه ... کلیه بروبچ هم همچنین ... آما اگه نیستی و میخوایی مارو گول بمالی ... بچه ها همگی فحشش بدین... لطفا فحشاتون خانوادگی نباشه ...

خلاصه آپ دیت این دفعه تریپ خشانت بود ... ببخشید ...

 

+ حک شده در  یکشنبه 1384/08/15ساعت 22  توسط هاشیم  |  طنز کلی مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


مثلا سلام

مثلا حال و احوال چطوره ... منم مثلا خوبم ...

این حکایت رو شنیدین ؟

میگن یه روز عمر میره مسجد میبینه که ملت دارن هر کدوم یه گوشه نماز مستحبی میخونن ... بهش برمیخوره میگه : زود جمع شین ... نمازای مستحبی رو از این به بعد به جماعت میخونیم ... ( آخه تا اون روز به گفته پیامبر مون نمیشد این جور نماز ها رو که مستحب هستن به جماعت خوند ) این شد یه بدعت که تا امروز خیلیم تحریف شده ... جوریکه حتی نماز مستحبی ۱۰۰ رکعتی رو هم تو عربستان و بعضی کشورهای عربی دیگه به جماعت میخونن !!  حتما ماجرای نماز جمعه روز چهار شنبه ابا یزید رو هم شنیدین دیگه !!! حالا اینا به کنار ... چیزی که باعث شد این حرف رو بگم برگزاری مراسم ۱۳ آبان تو روز ۱۱ آبان بود !!! واقعا که روزه رو مخ بعضی ها تاثیرات عجیبی گذاشته ... حالا امیدواریم این عملیات همین جا تموم بشه ... خوب بگذریم ...

هفته ای که گذشت اصلا هفته خوبی نبود ... به دلایل متعدد ... اولیش همین عید فطر که یه روز فرار کرد اونور تر ...آخه سرباز جماعت دلشون به این تعطیلا خوشه ... دفعه پیش که تعطیل بود ( ۱۹ رمضون ) من شیفتم بود موندم اونجا .. حالا که کاری نبود تعطیل هم نبود .. خدا بهم صبر ده ... دعام کنین ...  دومی و از همه مهمتر اینکه ... تو یکی از کلاسام با خانوما ... اونجوری که میخواستم نشد و یه خورده دلخوری پیش اومد ... طوری که هممون ناراحت شدیم .. بعضی ها کمتر و بعضیها بیشتر ... من که کلا به هم ریختم ... چون فکر میکردم میشه با بقیه متفاوت بود اما حرفت ارزش داشته باشه اما نشد ... رو این حساب کلیه حس مس ها همگی در رفت ... حالا جریان چی بوده ... شرمنده سکرت ( سری ) هست ... ولی واقعا عذابم داد ... هرچند که ...

راستی یه چیزی ... ماه رمضون که داره تموم میشه ها منم دارم تموم میشم ... ته کشیدم ... کلا میگم ...

+ حک شده در  چهارشنبه 1384/08/11ساعت 22  توسط هاشیم  |  نیش 30 یا 30 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin